برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
اعتدال: در شرایطی
که اخبار متعدد از اجرای فاز دوم قانون یارانهها و افزایش قیمت حاملهای انرژی
از اول خرداد حکایت دارد، تعدادی از مقامات دولتی و روسای اتحادیههای صنفی
و صنعتی از کاهش قیمتها تا چند روز آینده خبر داده و گفتهاند که دولت مصرانه
در صدد تعدیل قیمت کالاهایی است که بیش از حد گران شدهاند.
همزمان هم وزیر صنعت و یکی از معاونانش نامه اعتراضی 200نماینده مجلس درباره
وضعیت نامناسب تولیدات کشاورزی و دامی را فاقد وجاهت اعلام کردهاند.
اصرار بر کاهش قیمت کالاهایی
مانند گوشت، برنج، شیر و... در حالی انجام میشود که برخی بر این باورند زمینههای
کاهش چنین قیمتهایی نه تنها وجود ندارد که با اجرای فاز دوم قانون یارانهها
و گرانی قیمت حاملهای انرژی مسیری دوگانه و متضاد در خط سیر اقتصاد کشور گشوده
میشود.
تعدادی از کارشناسان و نمایندگان
مجلس این سوال را مطرح کردهاند
دولت چگونه میخواهد تولید کنندگان
را به کاهش قیمتها مجبور کند در حالیکه همین الان هم تولید برای آنان مقرون
به صرفه نیست و با گران شدن بیشتر قیمت حاملهای انرژی،هزینه تولید باز هم بالاتر
میرود.
بر همین اساس بود که 200 نماینده مجلس روز سه شنبه شدیدترین بیانیه اعتراضی
خود علیه سیاستهای متضاد دولتی در عرصه اقتصاد را صادر کردند.
در این بیانیه نسبت به عدم افزایش قیمت خرید تضمینی تولیدات کشاورزی و لبنی
مانند گندم و شیر در شرایطی که هزینههای تولید بهشدت افزایش پیدا کرده است،
انتقاد شد و دولت در مظان اتهام قرار گرفت که با چنین رویکردی زمینه را برای
واردات 24 میلیارد دلاری که پیشتر بودجه آن در دولت تصویب شده است، فراهم
میکند.
نمایندگان صراحتا دولت را به زمینهسازی
برای جولان رانت خواران متهم کردند.
البته این اعتراضات و انتقادات نه تنها مورد توجه دولتیها قرار نگرفته است
که حتی بر عکس آن هم عمل میشود. در یکی از این واکنشها، روز گذشته مهدی غضنفری،
وزیر صنعت و تجارت در گفتوگویی با فارس صراحتا تاثیر منفی واردات 24 میلیارد
دلاری بر تولید داخلی را نه تنها رد کرد که آنرا مفید به حال تولید ملی هم
دانست.
در این گفتوگو، خبرنگار از وزیر صنعت پرسید: «برخی معتقدند مصوبه واردات
24 میلیارد دلاری برای تولید داخلی ویران کننده است، آیا شما هم به این موضوع
اعتقاد دارید؟» که غضنفری در پاسخ با بیان اینکه «باید در ابتدا به این مصوبه
با نگاهی تحلیلی نگاه کرد»، گفت: بخش اعظم این مواد به تولید مواد اولیه کارخانجات
اختصاص پیدا کرده است، از این رو این واردات نه تنها باعث کاهش میزان تولید
در کارخانجات نخواهد شد بلکه به افزایش اشتغال کمک نخواهد کرد.
وی افزود: در کنار این باید به این نکته توجه کرد که میزان واردات مواد اولیه
در سال گذشته نیز در کشور به همین اندازه بوده که عمدتا در کارخانجات مطرح
شده است. البته وزیر صنعت در حالی به دفاع از واردات میپردازد که یدالله
صادقی، رئیس سازمان صنعت و معدن و تجارت استان تهران از آغاز به کار 24 مرکز
توزیع مواد غذایی با تخفیف ۱۰ تا ۲۰ درصد خبر داد.
محمدعلی ضیغمی، معاون توسعه بازرگانی داخلی وزارت صنعت، معدن و تجارت هم طی
گفتوگویی با ایسنا، در پاسخ به نامه 200 نماینده اعلام کرد که قیمت 630 تومان
برای هر کیلوگرم شیر براساس یک کار کارشناسی و نظر خود تولیدکنندگان شیر تعیین
شده است.
وی افزوده است:
قیمت 630 تومانی تعیین شده دقیقا کارشناسی است و مبنای آن هزینههای تولید
اعم از نهادهها و سایر بخشهاست که بر اساس آنالیز قیمتی دامداران تعیین شده
است.
ضیغمی میافزاید: البته تولید شیر
یک بخش عرضه و تحویل خوراک دام و یک بخش خرید از سوی دامداران را دارد. به
تازگی متوجه شدیم بخشی از دامداران به دلیل کمبود نقدینگی نتوانستهاند سهمیه
خوراک دام خود را تحویل بگیرند. به گفته ضیغمی، قیمت جو کیلویی 410 تومان،
ذرت کیلویی 410 تومان، سبوس کیلویی 230 تومان و کنجاله سویا کیلویی 800 تومان
تعیین و شرکت پشتیبانی امور دام متعهد شد که نهادهها را با این قیمتها در
اختیار دامداران قرار دهد.
به این ترتیب از نگاه دولت قیمتها نه تنها عادلانه تعیین شده است که با واردات
24 میلیارد دلاری زمینه شکوفایی تولید ملی هم فراهم میشود.
لیکن دولتمردان به این سوال پاسخ ندادهاند چگونه ممکن است با کاهش قیمت خرید
تضمینی محصولات کشاورزی، اجبار تولیدکنندگان به تثبیت قیمتها در کنار واردات
24میلیارد دلاری و افزایش قیمت حاملهای انرژی زمینه تولید ملی را فراهم کرد؟
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
اقتصاد کلان - تورم و مشکل تامین معاش
تنها به امروز وُ دیروز باز نمی گردد.

تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
سلامت - استرس و اضطراب ،احساس
خستگی و کلافگی در ترافیک ،افسردگی،بی خوابی،حواس پرتی ،سردرد،دردهای پیش از قاعدگی
و....همه این درد ها یک وجه اشتراک دارند.
مریم صدر :اگر می خواهید بگوید وجه
اشتراک آن ها زندگی در عصر مدرن است حق با شماست اما وجه اشتراک دیگری که کمتر به
چشم می آید و شاید دعوای تمام این درد ها باشد چیزی نیست جز"
منیزیم".
پرفسور
مونیکا چاولا که تحقیقات زیادی دراین موضوع دارد می گوید :" منیزیم، چهارمین
مادهمعدنی ضروری است که هر کس باید با داشتن رژیمغذایی متنوع، متعادل و متناسب،
آن را تامین کند. برای آنکه اهمیت منیزیم برایتان
روشن شود، بهتر است بدانید که 50 درصد از این مادهمغذی در استخوانها، نیم دیگر آن
در بافتها و فقط 1 درصدش در خون وجود دارد. این
مادهمعدنی در بیش از 300 فعالیت بیوشیمیایی بدن شرکت و در عملکرد مناسب عضلات و
سلولهای عصبی دخالت دارد. نیاز بدن در دوران نوجوانی (خانم ها در دوران بارداری
و شیردهی)، به این مادهمعدنی بیشتر است و در صورت دریافتنکردن آن، علایمی که
نشاندهنده کمبودش است، بروز خواهد کرد.
این مادهمغذی در متابولیسم انرژی و سوختوساز گلوکز،
چربیها و پروتئینها، انقباض عضلات در سلولهای ماهیچهای و قلب، گشاد شدن
شریانهای قلبی، انتقال عصبی و ساختمان استخوانها و دندانها نقش دارد بنابراین با
تامین نشدن نیاز روزانه به این مادهمعدنی، میتوان انتظار داشت عملکرد هر یک از
این ارگانها دچار اختلال شود، مثلا گرفتگی عضلات، بینظمی در ضربان قلب و افزایش سطح کلسترولخون. بررسیها
نشان دادهاند با دریافت روزانه منیزیم کافی، خطر بروز بیماریهای قلبی، فشار خون،
دیابت و البته پوکیاستخوان کاهش مییابد بنابراین به
کسانی که مستعد ابتلا به این بیماریها هستند، توصیه میشود منابع غذایی این
مادهمعدنی را در رژیمغذایی روزانهشان بگنجانند.
چقدر باید منیزیم بخوریم؟
نتایج آخرین بررسیها نشان دادهاند مقدار
موردنیاز هر گروه سنی به این مادهمعدنی در روز به این ترتیب است:
کودکان 1 تا 3
ساله 80 میلیگرم
4 تا 8 ساله 130 میلیگرم
9 تا 13 ساله 240 میلیگرم
14
تا 18 ساله 410 میلیگرم
19 تا 30 ساله 310 تا 410 میلیگرم
30 به بالا 320
تا 420 میلیگرم
منیزیم از کجا
بیاوریم؟
بهترین موادغذاییای که سرشار از
منیزیم هستند، عبارتند از سبزیهایی با برگسبز مانند اسفناج که در هر لیوان از آن 163 میلیگرم منیزیم وجود
دارد. گوجهفرنگی نیز منیزیم فراوانی
دارد. در میان مغزها، بادام، فندق و تخمه کدو حلوایی بیشترین مقدار
منیزیم و نزدیک به 156 میلیگرم از این مادهمغذی دارند. انواع لوبیاها هم از منابع منیزیم هستند به
خصوص لوبیای چشم بلبلی و سفید. در گروه میوهها، موز و
انجیر خشک
منیزیم بیشتری دارند و در گوشتها
ماهی تن مملو از منیزیم است. غلات سبوسدار نیز از منابع عالی این مادهمعدنی
محسوب میشوند و توصیه میشود برای تامین منیزیم روزانه از این گروه غذایی استفاده
شود.
به گفته متخصصان تغذیه، رژیمهای غذایی
سرشار از مواد غذایی تصفیه شده، زمینه بروز کمبود منیزیم هستند. همچنین دنبال کردن
یک برنامهغذایی که کمتر حاوی سبزیجات است، احتمال کمبود منیزیم را بالا میبرد.
فعالیتهای ورزشی
شدید، مصرف داروهای ادرارآور، ملینها، استروییدها، داروهای شیمی درمانی و
آنتیبیوتیکها نیز زمینهساز کمبود منیزیم هستند. ابتلا به دیابت و بیماریهای التهاب روده،
اسهال و بیماریهای مربوط به پانکراس هم از عوامل موثر در بروز علایم کمبود منیزیم
هستند.
حالا چرا منیزیم کم می شود؟
دکتر ابهری استاد دانشگاه تهران در خصوص شرایط و
علائم بروز کمبود می گوید: مقدار منیزیم جذب شده در طول روز، به رژیم غذایی هر فرد
بستگی دارد. در کشورهای صنعتی در دهه های اخیر، کاهش قابل توجهی در مصرف منیزیم
دیده می شود. به همین دلیل میزان جذب منیزیم از طریق غذا به اندازه ای نیست که جلوی
بروز اختلالات ناشی از کمبود منیزیم را بگیرد. رژیمهای غذایی سرشار از موادغذایی
تصفیهشده، زمینه بروز کمبود منیزیم را فراهم میکنند. پیروی از برنامهغذاییای که
سبزیها در آنها سهمی ندارند، احتمال کمبود منیزیم را بالا میبرد. فعالیتهای
ورزشی شدید، مصرف داروهای ادرارآور، ملینها، استروییدها، داروهای شیمیدرمانی و
آنتیبیوتیکها مانند جنتامایسین نیز زمینهساز کمبود منیزیم هستند. ابتلا به دیابت
و بیماریهای التهاب روده، اسهال و بیماریهای مربوط به پانکراس هم زمینهساز بروز
علایم کمبود منیزیم است و مصرف زیاد الکل هم از دیگر عوامل ایجادکننده کمبود این
مادهمغذی محسوب میشود.
برای
جبران چه کنیم؟
بهترین راه برای
جبران استفاده از مکمل های غذایی است یکی از بهترین مکمل های موجود " (B6("(magni
B6مگنی، ترکیب منیزیم با ویتامین ب 6 است که باعث افزایش کارایی و جذب بافتی آن می
شود. کمبود همزمان منیزیم و ویتامین ب 6 به فراوانی دیده می شود و این دو ترکیب
اغلب با هم تجویز می شوند. ویتامین ب 6
و منیزیم اثرات مکمل یکدیگر را نیز دارند به طوری که هم منیزیم و هم ویتامین ب 6
کارکرد نورون ها را تنظیم می کنند، اثرات ضد استرس دارند و اثرات بالینی مفیدی بر
سندروم پیش قاعدگی می گذارند.
و در
برخی شرایط فیزیلوژیک (فعالیت فیزیکی، بارداری، شیردهی، سالمندی) نیاز به هر دوی آن
ها افزایش می یابد.
مکمل خوراکی منیزیم می تواند علایم مربوط به طیفی از بیماری
ها را که احتمالا ناشی از کمبود منیزیم هستند، به خوبی بهبود ببخشد.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
همیشه در تیترهای خبری و
یادداشت های مختلف از ورود"ریزگردها" به کشورمان به عنوان "میهمان ناخوانده" یا
"سوغات همسایگان" یاد می شد. اما دیگر این میهمان ناخوانده به میزبان تبدیل شده و
همواره در کشور جا خوش کرده، تنها گاهی رقیق می شود و گاهی
غلیظ. پدیده ریزگردها در حدود یك دهه است كه به مشكل
اساسی در منطقه غرب و جنوب غرب كشور تبدیل شده و متاسفانه دامنه آن به بیش از20
استان دیگر هم کشیده شده است. اما به واقع مسبب این معضل طبیعی کیست و راه حل رهایی
از این طاعون سلامتی چیست؟
رسوب گردوغبار در بافت ریه باعث عفونت های تنفسی،
سرطان های ناشی از فلزات سنگین و بیماری های مزمن ریه می گردد. با ته نشین شدن زیاد گرد و غبار
دركیسه هوایی بدن انسان، فرد دچار خفگی و تنگی نفس می شود. حال که مردم کشور همواره
این آلودگی ها را استنشاق می کنند!
عامل اصلی این مشکلات بیش از 90 درصد
کشورعراق است.یك میلیون و 800 هزار هكتار بیابانهای كشور عراق عامل اصلی تولید
ریزگرد در كشورماست. البته 500 هكتار از اراضی جنوب شرقی سوریه، اردن، 200 هزار
هكتار از اراضی جنوب تركیه و بخشهایی از عربستان نیز كانون تولید ریزگرد محسوب
میشود.
متاسفانه مالچ پاشی مناطق بحران خیز و تامین اعتبار از سوی طرف عراقی
جدی گرفته نمی شود وهمواره با بحرانی شدن وضعیت برای کشورمان وعده هایی را برای
مقابله با این پدیده می دهند که هیچگاه اجرا نمی کنند.
اما مهمتر از عملکرد
عراقی ها انتظاراتی است که از مسولان کشورخودمان وجود دارد. درحال حاضر این
ریزگردها به معضل روزانه مردم جنوب و جنوب غرب کشور تبدیل شده است. متاسفانه آماری
از بیماران تنفسی و تلفات جانی که این آلودگی برای مردم این مناطق به وجود آورده
است در دست نیست اما تصور اینکه هرروز در هوایی مه آلود از گرد وغبار تنفس کنی،
بسیاری از حقایق را تداعی خواهد کرد. جای تاسف است تا زمانی که این ریزگردها به پایتخت نرسد
خبری از تشکیل ستادهای بحران، اعلام آماده باش به بیمارستان ها و اورژانس، تخصیص
اعتبار و اعتراض نهادهای مختلف و ... نیست!. آیا
تدبیری غیر از تعطیلی مدارس و ادارات برای جلوگیری از این پدیده وجود
ندارد؟ آیا با تعطیلی شهر مردم دیگر نفس نمی کشند و گردوغبار
استنشاق نمی کنند؟ کدام نهاد و سازمان مسولیت به
خطر افتادن جان مردم را برعهده می گیرد. چرا هیچ کس
پاسخگوی این معضل نیست و اهمیتی به آن نمی دهند و راه حلی موثر برای آن اتخاذ نمی
کنند. آثاری که در بلند مدت برسلامت مردم و محیط
زیست کشورمان وارد می شود چندین برابر اعتباراتی است که تاکنون به این مهم اختصاص
داده نشده است!
تنفس زنان باردار از ترکیبات موجود دراین ریزگردها، باعث به دنیا آمدن کودکان ناقص
الخلقه می شود. کودکان
درحال رشدی که در معرض این هوای مسموم قرار دارند دچار کند ذهنی و عدم رشد متناسب
می گردند آیا این همه فاجعه برای توجه به این معضل کافی نیست؟!
راهکار اصولی و علمی برای مقابله موثر با
این پدیده توجه به صنعت کشاورزی، مدیریت منابع آبی، ایجاد پوشش گیاهی و ریگ پاشی
درمسیر بیابان ها است. درحال حاضر به نظر بسیاری از کارشناسان محیط زیست استفاده از
مالچ پاشی در جلوگیری از این پدیده راهکار اصولی نیست. مالچ ماده ای بد بو است که از نفت گرفته می شود
و با پاشیدن آن دیگر آب نمی تواند به خاک نفوذ کند و عملاً هیچ پوشش گیاهی درآن
قسمت نمی روید. ضمن اینکه افزایش بیش از حد این آلودگی ها باعث شده بسیاری از
کشاورزان و مردم این مناطق به مهاجرت روی آورند و این امر خود زمینه ساز معضلات
دیگری است. با ورود این ریزگردها زمین های کشاورزی و منابع آبی دچار آسیب جدی شده
اند و بسیاری از کشاورزان بیکار شده اند.
لازم و ضروریست تا مسولان کشورمان با ایجاد یک
بسیج همگانی در داخل و افزایش رایزنی های خارجی یک اتحاد منطقه ای ایجاد کنند تا به
طور جدی به حل این معضل پرداخته شود. لحاظ کردن مناسبات سیاسی در مواجهه با این معضل که
منشأ خارجی دارد باعث به خطر افتادن سلامت مردم کشور می گردد و شاید تلفات آن در
دراز مدت از جنگ هشت ساله نیز بیشتر باشد!
حمیدرضا عسگری
مرجع : آفرینش
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
عصرایران ؛ امیرهادی انواری - واقعیت این است که ما به اندازه یک هشتم
از کل تولید ناخالص داخلی مان را صرف واردات کردیم.
جبران 61 میلیارد دلار در سال 2011 با ممنوعیت تبلیغ کالای خارجی، چیزی شبیه به از
بین بردن الودگی هوای تهران با هواپیمای آب پاش است؛
به همان میزان که طرح آب پاشی هوا(!) هزینه بر و بی فایده بود، عدم تبلیغ کالای
خارجی نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد، بلکه بدون شک حجمی از اشتغال و بازار کار
خدمات(در حوزه تبلیغات) را نیز مختل خواهد کرد.
اقتصاد هیچ کشوری با واردات کم ارزش دست بیل و سیر و مربا نابود نشده؛ شاید اینها
طنز جالبی باشند یا صفحات را خوشمزه کنند، اما آنچه ما را به این روز انداخته،
وhvدات دسته بیل یا سیر نبوده است!
از سال 1384 و روی کار آمدن دولتی که خود را بارها(البته از زبان مسئولان دولتی)
برترین دولت در تمام عرصه ها در تاریخ ایران می نامید و می نامد، واردات رشدی داشت
که در بین سایر دولت ها اصولا چنین حجمی از واردات سابقه نداشت.
رشد ناگهانی قیمت نفت در جهان و به تبع آن رشد درآمدهای نفتی دولت از یک سو
و از
سوی دیگر، افزایش نقدینگی در جامعه و تورم بی سابقه در کشور چیزی نیست که قابل رد
یا تکذیب باشد. (البته توجه شود که طبق آمارهای رسمی دولتی تولید نفت نه تنها رشد
نداشته، بلکه کاهش هم داشته و رشد درآمدهای نفتی به خاطر افزایش قیمت جهانی نفت
بوده، در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت.)
در این میان ،آمارهای دولتی به طرز عجیبی دو سالی هست که با تاخیر ارایه میشوند، و
حالا که یک سال از سال جهاد اقتصادی گذشته و در سال تولید ملی هستیم و مدام مسئولان
دولتی شعار میدهد،
بانک مرکزی حاضر نیست ساده ترین و کلی ترین آمارهای اقتصادی را
ارایه دهد!
آدرس های غلط و جاده صاف کنی تحریم
این روزها در سایت ها و روزنامه ها مخاطبان با خبرهایی مربوط به واردات عجیب کم
روبرو شدند، واردات اقلام غیر ضروری از کشورهای ناشناخته، اما آیا واقعا مشکل
اینهاست؟
اینها آدرس های غلطی هستند که دانسته یا نادانسته ارایه میشوند؛ چنانکه که گویی این
همه انتقاد و ... بر سر واردات مشتی مصنوعات کم اهمیت نظیر مربا بوده! مجموع
کالاهایی که زیر عنوان مصنوعات گوناگون، اسباب بازی ها، اشیا هنری - اشیا كلكسیون
یا عتیقه و... به کشور وارد شده به 200 میلیون دلار نمی رسد.
اما وارداتی که عمده ترند، واردات 10 میلیارد دلاری فلزات، واردات 5 میلیارد دلار
مصحولات شیمیایی، 4.1 میلیارد دلاری محصولات معدنی،4.4 میلیارد دلاری محصولات
نباتی، 2.5 میلیارد واردات محصولات غذایی،1.4 میلیارد دلاری محصولات صنعت کاغذ،1.4
میلیارد دلاری محصولات نساجی،612 میلیون دلار سنگ و سیمان و گچ و شیشه و...است.
(منبع: گزارش تجارت خارجی کشور، گمرک جمهوری اسلامی ایران، صص 84 تا 91)
در سال 1390 نزدیک 9 درصد واردات را برنج، گوشت، روغن و دانه های روغنی و نهاده های
دامداری به خود اختصاص دادند، این علامت خوبی نیست، این اقلام به طور مستقیم در
سفره های مردم اثر گذار هستند و هرگونه تغییر یا اشکال تراشی کشورهای غربی می تواند
به طور مستقیم روی سفره های مردم اثر گذار باشد.
1.24 درصد واردات را 776 میلیون دلار دارو به خود اختصاص داده، فرض کنید چیزی شبیه
به تحریم بانک مرکزی یا سوئیفت در آینده رخ دهد که این اقلام را نشانه برود، چه
خواهد شد؟
شمش از آهن و فولاد به ارزش 2.4 میلیارد دلار، محصولات تخت و گرم نورد شده از آهن و
فلزات به ارزش 1.1 میلیارد دلار، قطعات منفصله جهت ساخت خودرو به ارزش 819 میلیون
دلار که در مجموع بیش از 7 درصد از کل واردات ما را به خود اختصاص دادند، به طور
مستقیم با صنایع کشور در ارتباط هستند، تغییرات قیمت ارز، مشکل تراشی غربی ها در
تجارت خارجی کشورمان و.... ایا نمی تواند روی صنایع اثر گذار باشد؟
این واردات به خصوص واردات محصولات غذایی که رشد هم داشتند(برای مثال واردات برنج
در سال 90 نسبت به سال 89 نزدیک به 1.5 درصد و واردات گوشت 1.2 درصد رشد داشته است)
آیا ـ تعمدا یا غیر عمدی ـ جاده صاف کنی اثر گذاری تحریم ها و اقدامات خصمانه دولت
های غربی نیست؟
اگر از برنج و روغن گرفته تا نهاده های دامداری و گوشت وابسته به واردات نبودند،
آیا تغییرات قیمت ارز یا تغییرات در نحوه تجارت خارجی کشور میتوانست تا این حد روی
سفره های مردم و تورم اثر گذار باشد؟ (منبع اطلاعات: گزارش تجارت خارجی کشور در سال
90 و مقایسه با سال 89، گمرک جمهوری اسلامی ایران، جدول پ1-1)
فولاد، فلز و شوی تبلیغاتی
در حالی که در چند سال اخیر، صادرات فلزات و فولاد جزو رئوس تبلیغاتی دولت است،
شاهدیم که طبق آمارهای رسمی گمرک، زیر فصل فلزات در سال گذشته نزدیک به 10 میلیارد
دلار به کشور واردات انجام شده است.
این در حالیست که کل
مصنوعات فلزی صادر شده در سال گذشته ارزشی برابر 3 میلیارد دلار داشته است.
یعنی صادرات تنها یک
پز تبلیغاتی-سیاسی است و ما حتی قادر به تولید نیاز خود نیستیم، چه رسد به صادرات؛
جز این نمی تواند
واردات 10 میلیارد دلار فلزات را توجیه کند! (منبع اطلاعات: گزارش تجارت خارجی
کشور، گمرک جمهوری اسلامی ایران، صفحه 81، قسمت 15 و صفحه 89 و 90)
اخلال در صنعت تبلیغات
پس از ناگذاری سال تولید ملی، متاسفانه مثل سال های قبل، دولت به جای اقدامات عملی
سریعا به سمت اقدامات نمایشی و شعاری پیش رفت. ممنوعیت تبلیغ کالای خارجی یکی از
آنهاست.
زمانی که نماگر اقتصادی و اطلاعات کلی کشور آخرین بار در سال 89 بروز شده، آماری از
شاغلان در بخش صنعت تبلیغات در کشور که در گروه خدمات دسته بندی می شود وجود ندارد.
همین تهران را در نظر بگیریم،
جز چند غول صنعتی شبه دولتی، مثل خودروسازان بزرگ و
صنایع غذایی نظیر برندهای پر فروش سایر تولید کنندگان اصولا نمی توانند نصف روز
هزینه اجاره یک بیلبورد را بپردازند.
بازار تبلیغات که حساب و کتاب خود را بر اساس سیاست های خصمانه غربی ها تنظیم
نکرده، عده ای در این صنعت شاغل هستند، اشتغالی ایجاد شده
و برای تبلیغات هم فرقی
ندارد کدام کالا از کدام برند را تبلیغ کند؛ مهم این است که کالای تبلیغ شده ، با
مجوز قانونی در بازار ایران عرضه شده باشد که عمدتاً نیز این گونه است.
بی شک نگارنده هم علاقمند است به جای تبلیغ نوکیا، تبلیغ برندی ایرانی در اتوبان
مدرس نصب شود،
اما وقتی برند داخلی با سیاست های سال های گذشته چنان زمین خورده که
توان یک آگهی روزنامه را ندارد، چطور میخواهد جای غولی مثل نوکیا را بگیرد؟
بهتر نیست به جای ممنوعیت تبلیغات به سراغ قدرتمند کردن تولید کننده داخلی پیش
برویم و آن وقت، تولید کننده داخلی توان رقابت با برند خارجی را پیدا کند؟
اگر این ممنوعیت(که بعید به نظر می رسد از عرصه شعار به عرصه عمل تبدیل شود) واقعا
اجرایی شود، در سال تولید ملی، نه تنها کمکی به تولید ملی نخواهد کرد، بلکه اشتغال
در زمینه صنعت تبلیغات را هم به مخاطره خواهند انداخت!
ممنوعیت تبلغات خارجی در حالی است که عمده اقلام وارداتی خارجی ، اساساً تبلیغ نمی
شوند
(مانند فولاد و گوشت و شکر) و آنچه چرخ صنعت تبلیغات را می چرخاند ، تنها بخش
اندکی از اقلام وارداتی است که حتی با صفر شدن وارداتشان نیز مشکل اقتصاد ایران حل
نمی شود.
واردات یک هشتم تولید را می خورد
بر اساس اعلام صندوق بین المللی پول، تولید ناخالص داخلی(مجموع کالا و خدمات تولید
و عرضه شده در داخل) ایران در سال قبل یعنی 2011 میلادی چیزی نزدیک به 482 میلیارد
دلار بوده است. (لینک منبع) که از این میزان طبق آمار گمرک جمهوری اسلامی ایران در
سال 2011 نزدیک به 61 میلیارد دلار صرف واردات شده است. به بیانی یک هشتم کل تولید
داخل کشور در سال گذشته صرف واردات شده است. (منبع: گزارش تجارت خارجی ایران، دیماه
1390، صفحه 28، جدول شماره خ1-1 )
61 میلیارد دلار واردات عدد کمی نیست که بتوان آن را با ممنوعیت تبلیغات برندهای
خارجی جبران کرد. به بیانی برای بی نیازی از این 61 میلیارد دلار واردات که با
سیاست های مدبرانه(!) دولت به عمل آمده است، لاجرم باید 15 درصد تولید ناخالص داخلی
رشد کند، که حتی در پیشرفته ترین و صنعتی ترین کشورهای جهان چنین رشدی سابقه کم
سابقه است؛ بگذریم که بخش عمده اقتصاد کشورمان نیز متاسفانه وابسته به نفت است و
تغییرات قیمت جهانی می تواند آن را به شدت متاثر کند.
تولید نفت در ایران بر اساس آخرین آمارها در سال های 1387، 1388 و 1389 به ترتیب:
2.8، 9.8 و 0.6 درصد کاهش داشته است. (منبع: نماگر اقتصادی، بانک مرکزی جمهوری
اسلامی ایران، صفحه 7)
یعنی تنها در سه سال تولید نفت نزدیک به 10.3 درصد کاهش داشته است؛ هر چند در این
سال ها درآمدهای نفتی رشد داشته، اما این رشد را نباید به حساب شکوفایی صنعت نفت
گذاشت، چون تولید کاهش داشته و این قیمت نفت بوده که بالا رفته است و در شرایط بین
المللی مناسب تر، بدون بحران های منطقه ای در مناطق نفت خیز، احتمالا این درآمدها
نیز کاهش خواهند یافت!
واردات بی حساب و کتاب باند ها اقتصادی
واردات سال های اخیر را باید در دو محور دید: اول واردات اقلام برای کنترل بازاری
که با سیاست های غلط پریشان شده و دوم وارداتی که موجب ظهور طبقه ای جدید شدند.
تا سال 84 واردات خودرو به کشور ممنوع بود، از این سال به بعد و همزمان با روی کار
آمدن دولت اصولگرا، واردات خودرو نیز به کشور ازاد شد. خودروی خارجی چند ده میلیونی
و بعضا چند صد میلیونی به خانواده های فقیر و متوسط که نمی رسد،
حمایت از واردات
خودروی خارجی در دولت عدالت محور خود از آن طنزهای جالب دولت نهمی است!
تنها در سال های 1388،
1389 و 1390 به ترتیب: 829، 894 و 824 میلیون دلار خودرو به کشور وارد شده است.
یعنی طی سه سال اخیر نزدیک به 2.5 میلیارد دلار ارز برای واردات خودرو از کشور خارج
شده است.
صاردات و واردات فلزات و مواد معدنی که در این نوشتار نمی گنجد. (منبع: گزارش تجارت
خارجی ایران در سال های 1389 و 1389، گمرک جمهوری اسلامی ایران)
البته اگر نحوه مدیریت واردات خودروهای خارجی به گونه ای بود که باعث رقابت واقعی
با تولیدکنندگان داخلی خودرو می شد و نهایتاً کیفیت خودروهای داخلی را ارتقا می داد
، می شد این واردات را به نفع عامه مردم دانست ولی در عمل چنین اتفاقی رخ نداد و
قرار هم نبود رخ بدهد!
اما غم انگیزترین فصل واردات کشور مربوط به اقلامی است که به طور کامل در داخل کشور
امکان تولیدشان هست ولی سوءمدیریت ها و البته برخی رانت جویی ها وضعیت را به زیان
تولیدکننده های ایرانی رقم زده است.
محصولات غذایی نظیر انواع غلات، انواع گوشت(به
خصوص گوشت قرمز)، میوه (به ویژه در ایام پایانی سال) و قند و شکر که ظرفیت تولید
همگی در داخل کشور وجود داشت مشمول این وضع بودند که به دلیل سیاست های غلط اقتصادی
مانند سوءمدیریت بازار ارز ناچارا تولید خود را به قیمت بالاتر عرضه کردند و در
چنین شرایطی دولت به جای درمان وضعیت آنها، به سمت مسکن موقت پیش رفت و با واردات
گسترده، عملا تیر خلاص را به پیکر نیمه جان این صنایع زد.
کاهش سهم خانوارهای شاغل در بخش های کشاورزی طبق آمارهای بانک مرکزی گواه بی میلی
کشاورزان است، در سال 1380 نزدیک به 4.9 درصد از کل افراد در زمینه های کشاورزی و
دامپروی و... شاغل بودند که در سال 1389 این رقم به 4.1 درصد رسیده است. در سال 80
نیز 22.4 درصد افراد در زمینه صنعت شاغل بودند، در سال 1389 این سهم به 18.1 درصد
رسیده است(منبع: HBS، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، جدول شماره، صفحه 26، جدول
شماره 21، ستون های 1 و 2)
تعطیلی کارخانه های قند شکر کشور گواه وضع بد صنایع مربوطه و از بین رفتن ظرفیت
اشتغال این کارخانه هاست. واردات گسترده گوشت و... که دیگر بر همگان روشن است.
حتی کارخانه های خودروسازی داخلی، جز دو غول خودروسازی یعنی سایپا و ایران خودرو
وضعیت مناسبی ندارند. وضعیت تولید در کارخانه های بزرگ هم چندان مناسب نیست و به
جای آنها، شرکت های واردکننده خودرو از کشور چین، رشد تولید افسانه ای دارند. (رجوع
شود به گزارش عصر ایران در همین زمینه، "لینک")
حمایت از تولید با شعار
هنوز در ابتدای سال 91 هستیم و تنها دو ماه از آغاز سال حمایت از تولید ملی گذشته
است. سال جهاد اقتصادی که به حاشیه اختلاس سه هزار میلیاردی گرفتار شد، بهتر نیست
دولت در سال 1391، سال تولید ملی اگر قرار نیست اقدامی عملی در جهت حمایت از تولید
داخلی انجام دهد،
با اقدامات شعاری و نمایشی لااقل تصویر نام سال را مثل سال جهاد
اقتصادی در اذهان عمومی مخدوش نکند!؟
ماجرا، ماجرای دم خروس و است و قسم حضرت عباس! همین فردا اگر واردات برنج از هند
قطع شود، یا واردات گوشت برزیلی و ... حذف شود، وضعیت بازار داخل به چه شکل خواهد
بود؟
1.5 هزار تن برنج و
1.2 تن قند و شکر و 132 تن گوشت قرمز، به ترتیب به ارزش 1.3 میلیارد دلار، 752
میلیون دلار و 709 میلیون دلار که مجموعا 4.4 درصد از کل واردات را به خود اختصاص
دادند در سال گذشته به کشور وارد شده است.(منبع:
جدول شماره پ 1-1، گزارش تجارت خارجی کشور در سال 1390، گمرک جمهوری اسلامی ایران،
ص 16)
با این حال در نیمه اردیبهشت امسال قیمت برنج 25.5 درصد، قیمت قند و شکر 21.1 درصد
و قیمت گوشت قرمز 44.8 درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته است. (منبع: متوسط قیمت
خرده فروش مواد خوراکی در تهران، هفته منتهی با 15/2/91 ، بانک مرکزی جمهوری اسلامی
ایران، صفحات 3 و 4، ردیف ها 3، 8 و 9)
آیا دولت این گونه می خواهد مردم داری کند و در سال تولید ملی ، این گونه از کار و
سرمایه ایرانی حمایت کند؟! عدم توجه دولت به شعارهای سال های گذشته (جهاد اقتصادی ،
اصلاح الگوی مصرف،نوآوری و شكوفایی،اتحاد ملی و انسجام اسلامی و...) دورنمای روشنی
در این زمینه به دست نمی دهد مگر آن که دولت تغییری اساسی در آخرین سال خود داشته
باشد.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
عضو کمیسیون صنایع
و معادن مجلس هشتم با اشاره به اینکه کیفیت پایین خوروهای ساخت داخل باعث شده تا
این خودروها در خارج از کشور ارزانتر از داخل به فروش برسد،گفت:
خودروسازان داخلی برای فروش محصولات خود به دلیل کیفیت پایین آنها، مجبور به کاهش
قیمت خودروها در کشورهای دیگر هستند.
رضا حسینی قطب آبادی در گفتوگو با خانه ملت با بیان اینکه تفاوت قیمت خودروهای
داخلی در خارج از کشور نسبت به داخل به دلیل پایین بودن سطح کیفی آنهاست،افزود:
شرکتهای
خودروساز داخلی به دلیل اینکه در خارج از کشور فروش مناسب و منطقی داشته باشند و با
شرکتهای خودروساز معتبر دنیا نیز رقابت کنند، مجبورند قیمتها را کاهش داده تا
بیشتر جلب مشتری کنند.
نماینده مردم شهر بابک در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد:مهمترین راهکار در زمینه
صادرات خودرو به کشورهای دیگر این است که این محصولات در خارج از کشور با قیمت
پایینتری عرضه شود تا بتوان آنها را به دست مصرفکننده خارجی رساند.
عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس افزود:کیفیت پایین محصولات شرکتهای داخلی در
مقایسه با خودروهای تولید شده در کارخانههای معتبر دنیا،
قدرت رقابت را از خودروسازان داخلی گرفته که این خودروسازان هم توانایی
رقابت در بازارهای جهانی را از دست دادهاند.
قطب آبادی حسینی قیمت را یکی از مهمترین متغیرهای مهم و زیر بنایی در علم اقتصاد
دانست و تأکید کرد: موضوع قیمت و کیفیت دو متغیر برای رقابت
موفق در بازارهای جهانی است و خودروسازان داخلی هم میبایست به علت کیفیت پایین
محصولاتشان،در بازارهای خارجی ارزانفروشی کرده تا بتوانند مشتری را به سمت تولیدات
جلب کنند.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
(((باز هم سریال تکراری استانداردسازی اجباری خودرو
وَ موتورسیکلت... وسیله نقلیه-ای که حداقل با سه برابر
قیمت یک خودرو معمولی خارجی، فرضا «فولکس گلف»،
فروخته میشود وَ از حداقل استاندارد وَ ایمنی لازم هم
برخوردار نیست ... درصورتیکه هزینه کارکنان آنها وَ
برخی اقلام موجود، بسیار ارزانتر از کارخانه-های غربی،
ژاپنی، وَ امثالهم می-باشد! ... _ ع.ع )))
قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به مصوبه شورای عالی حفاظت محیط
زیست در خصوص ارتقای استانداردهای آلایندگی خودروها و موتورسیكلتها در كشور جزئیات
جدول زمانبندی الزام خودروسازان و واردكنندگان را در این خصوص اعلام كرد.
دكتر علی محمد شاعری، معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست روز جمعه در
گفتوگو با خبرنگار «محیط زیست» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با اشاره به این
كه بر اساس مصوبه شورای عالی حفاظت محیط زیست تمامی خودروهای تولید داخل باید از
ابتدای سال 91 باید با استاندارد آلایندگی یورو 4 و خودروهای وارداتی با استاندارد
یورو 5 و موتورسیكتها نیز از اول مهرماه با استاندارد یورو 3 تولید شوند افزود: با
توجه به این كه منشاء 70 درصد آلودگی هوای تهران و كلانشهرهای كشور ناشی از منابع
متحرك است، اجرای این مصوبه میتواند میزان تولید این بخش از آلایندهها را به نصف
كاهش دهد.
وی با اشاره به این كه قرار بود برنامه زمانبندی را در این خصوص با همكاری وزارت
صنایع و خودروسازان تهیه كنیم گفت: 6 جلسه در این خصوص برگزار شد و در آخرین جلسه
كه با حضور نمایندگان وزارت صنایع و خودروسازان برگزار شد با توجه به ظرفیت و توان
تولید خودروسازان داخلی برنامه زمانبندی را در این خصوص تهیه و نهایی شد.
قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست به جزئیات توافقنامه اخیر در این خصوص اشاره و
تاكید كرد: بر این اساس در بخش خودروهای تولید داخل با توجه به این كه زیرساخت
اجرای استاندارد آلایندگی یورو 4 برای كلیه محصولات شركت ایرانخودرو فراهم شده
است محصولات این شركت شامل پژو 405 ـ پژو 206، سمند معمولی، سمند سورن، سمند سریر
به طور كامل موفق به اخذ «تایید نوع ـ TA» استاندارد آلایندگی یورو 4 شدند.
وی افزود: بر این اساس تولید خودروهای پژو 405، پژو 206، سمند، سورن و سمند سریر با
استاندارد یورو 4 بتدریج از 5 درصد در اریبهشت ماه به 100 درصد حداكثر تا پایان
آذرماه سال جاری خواهد رسید. از سوی دیگر از ابتدای اردیبهشت ماه عرضه تندر 90 با
استاندارد یورو 4 آغاز شده است و محصولات كیزاشی و ویتارا نیز براساس استاندارد
یورو 4 از ابتدای سال جاری عرضه شدهاند.
قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست به وضعیت خودروهای تولیدی شركت سایپا اشاره كرد و
گفت: با اشاره به این كه زیرساخت اجرای استاندارد آلایندگی یورو 4 برای كلیه
محصولات این شركت نیز فراهم شده است تمامی محصولات این شركت یعنی خانواده X100 شامل
پراید 131 ـ 132 ـ 141 ـ 111 و تیبا به طور كامل موفق به اخذ «تایید نوع ـ TA»
استاندارد آلایندگی یورو 4 شدند كه بدین ترتیب تمامی محصولات این شركت یعنی خانواده
X100 شامل 131 ـ 132 ـ 141 ـ 111 و همچنین خودروی تیبا با استاندارد یورو 4 بتدریج
از 5 در اردیبهشت ماه به 100 درصد حداكثر تا پایان آذرماه سال جاری خواهد رسید.
وی به شركت پارس خودرو اشاره كرد و با اشاره به این كه تمام محصولات این شركت موفق
به اخذ «تایید نوع ـ TA» استاندارد یورو 4 شدهاند به ایسنا گفت: در حالی كه همه
تولیدات خودروهای تینا، قشقایی، پیكاپ براساس استاندارد یورو 4 از ابتدای سال در
حال عرضه هستند، خودروهای مگان و تندر نیز به صورت 100 درصد منطبق بر استاندارد
یورو 4 از مرداد ماه به بازار عرضه خواهند شد.
قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص گروه خودروسازی بهمن نیز با تاكید بر این
كه تولید و عرضه تمام خودروهای خانواده مزدا (مزدا 3 ـ مزدا 2) از ابتدای سالجاری
براساس استاندارد یورو 4 بوده است افزود: خودروی وانت مزدا و وانت كاپرانیز «تایید
نوع ـ TA» منطبق با استاندارد یورو 4 را اخذ كردهاند و از شهریور ماه سال جاری
تولیدات این خودروها نیز منطبق با استاندارد یورو 4 خواهد بود.
وی به تولیدات شركت مدیران خودرو اشاره كرد و گفت: در جلسه اخیر مقرر شد این شركت
ظرف مدت 10 روز برنامه جامع تولید خودرو براساس استاندارد یورو 4 را به سازمان
حفاظت محیط زیست ارائه كند در عین حال تمامی محصولات این شركت نیز حداكثر از اول دی
ماه براساس استاندارد یورو 4 تولید و عرضه خواهد شد.
قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست در خصوص محصولات خودروسازان راین با اشاره به این
كه 100 درصد تولید دو مدل خودروی جدید (C30) براساس استاندارد یورو4 است گفت: سایر
محصولات این شركت نیز از ابتدای سال جاری با تولید 5 درصد و براساس استاندارد یورو
4 آغاز شده و بتدریج حداكثر تا پایان آذرماه سال جاری به 100 درصد میرسد.
وی با اشاره به این كه تمام محصولات شركت كرمان موتور از ابتدای تیرماه سال جاری
براساس استاندارد یورو 4 عرضه میشود به وضعیت خودروهای شركت زامیاد اشاره كرد و
گفت: كلیه خودروهای دیزلی این شركت از پایان آذرماه سال جاری با موتور یورو4 تولید
و عرضه خواهند شد.
از سوی دیگر در خصوص خودروهای بنزینی این شركت نیز تمامی محصولات
تولید آنها (وانت زامیاد) موفق به پاس كردن بخش اول استاندارد یورو4 «تایید نوع ـ
TA» شدهاند و حداكثر تا پایان آذرماه سال جاری تمام تولیدات این شركت با استاندارد
یورو4 عرضه خواهند شد.
قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به این كه تولید محصولات قدیمی گروه
خودروسازی مرتب با استانداردهای قبلی متوقف شده است تصریح كرد: تمامی محصولات جدید
این شركت نیز حداكثر تا پایان آذر ماه سال جاری منطبق با استاندارد یورو4 خواهد
بود.
تمام موتورسیكلتهای چهارزمانه از اول مهر موظف به رعایت استاندارد یورو 3 شدند
واردات خودروهای سبك فقط با استاندارد یورو5 و سنگین یورو 4 امكانپذیر است
وی به وضعیت موتورسیكلتهای تولیدی اشاره كرد و گفت: تمام موتورسیكلتهای چهارزمانه
در محدودههای تعیین شده از سوی سازمان حفاظت محیط زیست از اول مهرماه سال جاری
منطبق با استاندارد آلایندگی یورو 3 باید تولید و عرضه شوند.
قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست به خودروهای وارداتی اشاره كرد و گفت: از ابتدای
سالجاری تمامی خودروهای وارداتی سبك فقط براساس استاندارد آلایندگی یورو 5 و تمامی
خودروهای وارداتی سنگین نظیر كامیون، اتوبوس و با مینیبوس فقط براساس استاندارد
یورو 4 مجاز به واردات هستند.
به گفته وی جدول زمانبندی تعیین شده در این خصوص لازمالاجراست و قطعا سازمان
حفاظت محیط زیست در صورت عدم رعایت برنامه زمانبندی تعیین شده از راهكارهای قانونی
برای برخورد با خودروسازان متخلف اقدام میكند.
تصمیمات جدید برای دریافت معاینه فنی خودروها
قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست به مصوبات جدید در خصوص معاینه فنی خودروها اشاره
كرد و گفت: بر این اساس مراكز معاینه فنی موظف شدند هنگام انجام معاینه فنی خودروها
نسبت به كنترل سالم بودن كاتالیست و وجود كنیستر خودروها اقدام كنند و در صورت
معیوب بودن هركدام از این وسایل از ارایه برگه معاینه فنی به خودرو خودداری كنند.
وی با اشاره به این كه مالكان خودروها نیز موظف شدند نسبت به تعویض كاتالیستهای پر
شده خود اقدام كنند افزود: در عین حال خودروسازان نیز موظف شدند نسبت به توزیع
كاتالیست و كنیستر در نمایندگیهای مجاز خود اقدام كنند.
به گفته قائم مقام سازمان حفاظت محیط زیست در عین حال سازمان حفاظت محیط زیست
پیشنهاد كرده است كه دولت یارانهای نیز در خصوص كاتالیست خودروها اختصاص دهد تا
مالكان خودروها در این خصوص با مشكلی مواجه نشوند.
تردد خودروهای فرسوده از اول تیر ماه در 8 كلانشهر آلوده كشور ممنوع است
وی با تاكید بر این كه ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت كشور نیز موظف شد نسبت به
سرعتبخشی جایگزینی خودروهای فرسوده با محوریت 8 كلانشهر آلوده در سال جاری اقدام
كند خاطرنشان كرد: بر اساس موصبه دولت تردد خودروهای فرسوده از ابتدای تیرماه در 8
كلانشهر آلوده كشور ممنوع است كه در این خصوص نیروی انتظامی موظف است از تردد
خودروهای فرسوده جلوگیری كند.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
همه ما در مورد ضرر
های قلیان و آن داستان های مبارزه با قلیان و سفره خانه هایی که در آن قلیان سرو می
شود را می دانیم.آن روزهایی که وزارت بهداشت مصرف قلیان را به علت ضرر های بسیار
زیاد ممنوع کرده بود.
به
گزارش جوان آنلاین،همه ما در مورد ضرر های قلیان و آن داستان های مبارزه با قلیان و
سفره خانه هایی که در آن قلیان سرو می شود را می دانیم.آن روزهایی که وزارت بهداشت
مصرف قلیان را به علت ضرر های بسیار زیاد ممنوع کرده بود.
با وجود این حرف ها امروز به راحتی در تمام سفره خانه ها قلیان سرو می شود با قیمت
های بسیار مختلف،به عنوان مثال اگر بخواهید در منطقه بسیار شیک در شهر تهران قلیان
بکشید باید هزینه ای نزدیک به ۱۰۰۰۰ تومان را پرداخت کنید.
امروزه کشیدن قلیان تفریحی برای جوانان شده است.اگر از جلوی سفره خانه ها گذر کنید
با قشر جوانی رو به رو می شوید که در حال کشیدن قلیان هستند.
از نکات جالب این است که در جلوی تمام سفره خانه ها نوشته شده از پذیرش افراد مجرد
معذوریم اما بیشتر افرادی که به سفره خانه ها می روند مجرد هستند.
چند روز پیش از محلی می گذشتم که با تبلغ جالبی رو به رو شدم.سفره خانه ای که چند
روزی از افتتاحش می گذرد برای جلب نظر مشتری به مناسبت تولد حضرت زهرا(س) در روز
شنبه قلیان و چای رایگان است.
در واقع به مناسبت روز زن شما می توانید در سفره خانه رایگان قلیان بکشید و چای میل
نمایید.
همه از ضرر های قلیان با خبرند اما جالب است که برای جذب مشتری کشیدن رایگان قلیان
تبلغ می شود.
تهیه
وَ تدوین : عـبـــد
عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
شکیبا، شهرام - اخیراً
یک حرکت خودسرانه ولی هماهنگ شده، توسط دشمنان داخلی و خارجی به منظور ایجاد جو نارضایتی
علیه دولت صورت گرفته. در این حرکت ناجوانمردانه و ضدانسانی، گاوها و گوسفندان و مرغها،
گوشت و تخم و سایر محصولات خودشان را گران کردهاند تا آب به آسیاب دشمن بریزند.
کارشناسان اقتصادی برای این که روشن کنند چرا باید جانوران این قدر در اقتصاد مملکت
سُم یا پنجه داشته باشند؟ روانشناسان حیوانات برای روانکاوی این جانوران تا ریشه توهم
اهمیت ایشان را مشخص کنند و با فرآیند روانکاوی پیچیده براساس نظریات «مازلو»، آنها
را آدم کنند و بعد با زبان آدمیزاد حالیشان کنند که گاو باید آدم باشد، گوسفند باید
آدم باشد، مرغ باید آدم باشد و بعد آدم هم باید آدم باشد.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
این فرد(مشایی) تا پایان
دولت نهم رئیس سازمان گردشگری بود و در دولت تاثیر گذار نبود. بنده حدود یک سال قبل
از پایان کار عضو ثابت هیأت دولت بودم و اتفاقا این کارها در زمانی بود که بنده در
دولت حضور داشتم. در دولت دهم که اقای احمدی نژاد حکمی را برای این فرد به عنوان معاون
اول صادر کرد، این خبر پیچید که آقا در نامه ای رئیس جمهور را از این انتصاب نهی کرده
اند اما نامه هنوز علنی نشده بود.
صبح چهارشنبه جلسه هیئت دولت به ریاست رئیس جمهور تشکیل شد و بخش اول آنان به اتمام
رسید. قرار بود نیمه دوم جلسه با ریاست معاون اول برگزار شود. مشایی هم که در جلسه
اول در در جای معاون اول نشسته بود منتظر ریاست بخش دوم جلسه بود.
آقای اژه ای وزیر اطلاعات در پایان جلسه اول اعلام کردند من خبر دارم که این نامه صادر
شده و این فرد نباید معاون اول باشد.
در همین حین در فاصله بین دو جلسه هیئت دولت، اکثر اعضای کابینه با هم در جلسه ای
سرپایی تصمیم گرفتند که باید جلسه دولت را ترک کنند. مشایی در آن ساعت در دفتر معاون
اول رئیس جمهور نشسته بود که این دفتر نزدیکترین مکان به دفتر جلسات هیئت دولت است.
برخی افراد به وی خبر رساندند که در جلسه دوم شرکت نکن که اگر بیایی ممکن است برخی
جلسه را ترک کنند.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
... در حالی
که هنوز چندین هفته به تشکیل مجلس نهم باقی مانده، بحثها درباره انتخاب رئیس مجلس
آغاز شده و برخی گاه در باغ گیلاس و گاه با استفاده از سفر راهیان نور، قبای ریاست
مجلس را بر قامت فرد دلخواهشان میدوزند و برخی دیگر، دل بریده از نمایندگان لابیگر
تهران، ستاره اقبال خود را در میان نمایندگان شهرستانی میجویند.
«تابناک»
به عنوان یکی از رسانههای مجازی فراگیر ایرانیان، طبیعتا به چنین بحثهایی بیتفاوت
نبوده، با انجام یک نظرسنجی، ذائقه مردم ایران را در رابطه با فردی که میخواهند رئیس
مجلس باشد، سنجید.
بنا بر این گزارش، در میان گزینههای نظرسنجی «تابناک»، دو گزینه یعنی آقای حداد عادل،
سابقه ریاست بر مجلس هفتم و آقای علی لاریجانی، سابقه ریاست مجلس هشتم را دارا بودند
و آقای ابوترابی هم مدتها به عنوان نائب رئیس مجلس حضور پر رنگی داشتهاند. در این
میان، تنها علی مطهری بود که سابقه مدیریت مجلس در قالب رئیس یا عضو هیأت رئیسه را
در کارنامه کاری خود نداشت.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
ورود دوباره دکتر غلامعلی حدادعادل به عرصه رقابتی ریاست مجلس
سبب شده تا عملکرد وی در مجلس هشتم مورد توجه بسیاری از اصولگرایان ، نمایندگان
مجلس نهم و افکار عمومی قرار گیرد.
عملکرد رئیس مجلس هفتم در ابتدای آغاز به کار مجلس هشتم به دلیل عدم موفقیت در
انتخابات هیات رئیسه موجب شد تا برخی از گرفتن "روزه سکوت" توسط حدادعادل سخن به
میان آورند .
طولانی شدن مدت زمان سکوت حداد در مجلس هشتم به حدی شد که برخی متصور شدند که وی
وظایف نمایندگی اش را هم به فراموشی سپرده است.
بنا بر این گزارش ، با توجه به سوگند نمایندگان به قانون اساسی هر نماینده ای صرف
نظر از لابی های سیاسی و روابط جناحی ، موظف به اجرای وظایف نمایندگی در طی چهار
سال حضور خود در پارلمان بوده و آنچه معیار عملکرد یک نماینده در مجلس است میزان
حضور وی در فعالیت های نمایندگی مانند مخالفت و موافقت با طرح ها و لوایح، تذکرهای
شفاهی و کتبی و همچنین ارائه طرح های پیشنهادی در صحن مجلس است.
با این تفاسیر اگر در مورد دکتر غلامعلی حداد عادل جستجویی کوتاه پیرامون آنچه در
بالا برای وظائف نمایندگی ذکر شد داشته باشیم متوجه خواهیم شد که عملکرد وی به روزه
سکوت شباهت بسیاری دارد .
با بررسی مشروح مذاکرات مجلس هشتم از جلسه 1 تا 195 مشخص خواهد شد حداد عادل در
مجلس هشتم "یک بار" در مخالفت با و "یک بار " هم به عنوان موافق یک لایحه میکروفنش
باز شده است.
کاندیدای جدی ریاست مجلس نهم ، تنها سه بار در صحن مجلس تذکر داده که البته یک مورد
آن مربوط به استفاده صحیح از واژگان فارسی بوده است .
این تمام کارنامه کاری وی از حیث وظائف نمایندگی در چهار سال گذشته است. البته در
این میان موارد اندکی بوده که رئیس کمیسیون فرهنگی به نطق پرداخته اند که این مورد
از وظائف نمایندگی خارج است .
لازم به یادآوری است در بسیاری از موارد که بر خلاف شعار و آرمانهای همیشگی دکتر
حدادعادل و حامیانش، مجلس هشتم در آستانه تصویب قوانین مسئله دار قرار می گرفت ،
خبری از واکنش حداد نبوده است .
به هر حال به نظر می رسد که با توجه عزم جدی حدادعادل برای ریاست مجلس نهم و
اظهارات ایشان مبنی بر اینکه در صورت داشتن یک رای تا آخر ایستاده اند ، مروری بر
وظائف نمایندگی وی در دوره چهار ساله ریاست کمیسیون فرهنگی در مجلس هشتم خالی از
لطف نباشد .
امروز ما دستآورد دیروز است ...
برای رؤیت کاریکاتور، روی عنوان کلیک کنید
کاریکاتور: زنده باد سینما گر مستقل!
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
... عصرایران - در پی واکنش
های گسترده اهالی رسانه به حکم محکومیت یک کاریکاتوریست اراکی ، نماینده اراک که
شاکی پرونده بود ، اعلام کرد که شکایت خود را پس می گیرد. پیش از این سایت های خبری
پربیننده کشور ، با صدور اطلاعیه ای خواستار لغو حکم شلاق کاریکاتوریست اراکی شده
بودند.
احمد لطفی - نماینده اراک - که این روزها کاریکاتور او در بسیاری از
رسانه ها منتشر شده است در بیانیه ای اعلام کرد:
"پیرو شکایت اینجانب از هفته
نامه امیر به دلیل امور ناروایی که در این نشریه به بنده نسبت داده شده بود، دادگاه
محترم کاریکاتوریست این هفته نامه را به تحمل 25 ضربه شلاق محکوم کرده است. چون هدف
من نفی روش های غیر اخلاقی در نسبت دادن امور ناروا بوده، نه انتشار کاریکاتور بدین
وسیله شکایت خود را نسبت به این هنرمند پس می گیرم ."
نکته جالب توجه این که
دادگاه در خصوص متن ادعایی لطفی (منتشره در هفته نامه اراکی) ، حکمی جداگانه داده و
درباره کاریکاتوریست هم حکم مجزای شلاق را صادر کرده بود و برخلاف اظهار نماینده
اراک ، موضوع پرونده ، صرفاً مطلب منتشره در هفته نامه نبوده است و خود کاریکاتور
نیز موضوع بررسی بوده است. معنی سخن لطفی این است که بدون این که او شکایتی از
کاریکاتور داشته باشد ، دادگاه همین طوری آن را بررسی کرده و حکم به شلاق داده
است(!) که قطعاً ادعایی خالی از اصول حقوقی است مگر این که دادستان اعلام جرم کرده
باشد که چون کاریکاتور مذکور فاقد وصف مجرمانه عمومی است ، این موضوع هم مردود
است.
بی گمان ماجرای اخیر عبرتی است برای مسوولان که قبل از آن که ردای وکالت و
سیاست و ریاست بر تن کنند ، کمی بر روی "جنبه"داشتن خود تمرکز و تمرین کنند و
بدانند که پذیرش مسوولیت مساوی است با زیر ذره بین قرار گرفتن و نقد شدن مستمر و
لذا اگر توان نقدپذیری و حتی دیدن کاریکاتور خود را ندارند ، همان بهتر که همانند
شهروندان عادی روزگار سپری کنند و کاری به کار سیاست نداشته
باشند.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
ساعت از
ده صبح گذشته است. پسری جوان، روحانی میانسال و مردی میانسال گوشه میدان با پیشانی
بندهای قرمز و سبز ایستاده اند.
هشت پرچم در کنارشان قرار گرفته است. قرمز، زرد وسیاه. هر کدام از نفرات باید پرچمی
روی دوششان قرار دهند و از میدان قیام تهران به سمت میدان آزادی پیاده راه
بروند. گروه نام خود را عدالت خواهان گذاشته
اند.
در مسیر دیگرانی هم به گروه افزوده می شوند.
هدف تنها بسط عدالت است. کمی
دورتراز گروه، اما شرایط دیگری حاکم است. مردم اهالی میدان قیام تهران، فروشندگان
لوازم یک بارمصرف، سوپرمارکت های عمده فروش، بنکداران کالا و ساکنان منطقه همگی
گلایه های عمیق از احوالشان دارند.
فروشنده بلیط اتوبوس، در دکه یک متری نشسته و سرش را گرم شمارش بلیط ها کرده است.
موهایش همگی سفید شده است. آرام صحبت می کند و می گوید: « از صبح تا شب در این قوطی فلزی کار می کنم. دوران
بازنشستگی را در اینجا می گذرانم ولی بازهم درآمدم کفاف هزینه زندگی را نمی
دهد. گوشت کیلوی 23 هزار تومان، برنج کیلوی 4 هزار
تومان، روغن کیلوی 5 هزار تومان و...» لیست تمام قیمت ها می شمرد و به ساده ترین
کالاها هم می رسد.
سرش را پایین انداخته و افسرده ادامه می
دهد:« از همه مهمتر اجاره خانه است. 10 میلیون پول
پیش با ماهیانه 400 هزار تومان برای یک خانه 60 متری در همین میدان قیام پرداخت می
کنم. واقعا قیمت یک خانه در این میدان همین قدر است.
اینجا اصلا جای زندگی نیست.» عدالت
خواهان از ابتدای میدان قیام به سمت میدان انقلاب به راه افتاده
اند. پرچم ها در هوا به پرواز درآمده
است. آنها از مقابل باجه بلیت فروشی هم عبور می
کنند. پیرمرد به احترامشان بلند می شود و سری تکان می دهد. روحانی گروه چند قدمی عقب تر راه می رود. او خود
در یک اتاق اجاره ای در حوالی همین میدان قیام زندگی می کند. مردی در کنار همان ایستگاه اتوبوس ایستاده است.
به دیوار ایستگاه تکیه داده و به سمت گروه و پرچم ها خیره شده است.
او می
گوید:« مشکل اصلی ما گرانی است. من نمی دانم تورم
چقدر است ولی از نظر من صد در صد است. قیمت هرچیزی را که سوال می کنید حداقل دو
برابر شده است. اصلا امروز قیمت ها یک چیز است و فردا یک چیز
دیگر. هیچ کالایی دو روز در یک قیمت نیست.
من یادم نیست آخرین
بار کی با کالایی مواجه شدم که قیمتش کاهش پیاده کرده باشد. اصلا فضای عجیبی شده است.
درآمد ماهیانه من 600 هزار تومان است. این کار و
حقوق را هم به سختی پیدا کرده ام. سه سال بیکار بودم. یعنی کارهای مختلف ولی کوتاه مدت انجام می
دادم. حالا هم معمولا هر دو ماه یکبار حقوق می دهند. با این درآمد نمی توان زندگی
کرد.» او مهندسی کشاورزی خوانده است در یک شرکت مهندسی
کامپیوتر کار می کند و در حوالی میدان قیام زندگی می کند. ماهیانه 300 هزار تومان
کرایه خانه 50 متری را پرداخت می کند. همسرش نیز کارمند یک شرکت ساختمانی است.
تمامی فروشگاه های اطراف میدان قیام بنکداران
کالاهای مختلف نیز مانند مردم حاشیه خیابان از وضعیت قیمت ها می نالند.
شیشه های فروشگاه را خاک گرفته است. او بنکدار
مواد غذایی است. سراسر مغازه اش با بطری های نوشابه پوشانده شده است. می
گوید:« اینکه مردم فکرمی کنند وقتی قیمت ها گران می
شود به نفع ماست، کاملا اشتباه است. اصلا اینطور نیست. قیمت ها که افزایش پیدا کند،
تعداد مشتری های ما کم می شود. همین الان من از دیروز تا حالا فروش درست و حسابی
نداشته ام. با این روال اگر ادامه بدهیم وضع بدترهم می شود. مردم وقتی قیمت ها گران می شود
دیگر خرید نمی کنند. ما خودمان هم گران می خریم و باید گران بفروشیم.» گزارش اواز قیمت کالاهای مصرفی
مورد نیاز مردم با آمارهایی که مسولین دولتی ارائه می دهند، متفاوت است. او می
گوید:« قیمت هر کالایی که در این مغازه وجود دارد در قیاس با پیش از عید حداقل 20
درصد گران شده است. حالا ما نوشابه می فروشیم. وقتی قیمت ها بالا می رود، مردم دیگر
نمی خرند. نوشابه که نیاز مهم و اثرگذار زندگی آنها نیست. قیمت ها که بالا برود
خرید متوقف می شود. اگر قیمت نصف این بود ما خوشحال
تر بودیم.» در کنار فروشگاه او کاراژ قدیمی
قرار دارد. نگهبان 15 سال است که در این منطقه سکونت دارد. پیرمردی شکسته و
تندخوست. او هم مانند همسایگان خود از گرانی ها گلایه می کند:« وقتی من به این
منطقه آمدم تقریبا هیچی نبود. حالا آباد شده و خانه ساختن. قدیم ترها خبری از این
چیزها نبود. از صبح
تا شب در این گاراژ نگهبانی می دهم و حداکثر ماهیانه 500 هزار
تومان به من می دهند. با این پول تقریبا نمی توانم یک هفته هم زندگی کنم.
قیمت هرچیز را که بخواهید به شکل عجیبی افزایش پیدا کرده است. گوجه فرنگی شده مثل طلا، هر روز یک قیمت
دارد. تمام خاندان ما کشاورز بودند. در بهار گوجه فرنگی به فراوانی
وجود دارد ولی من
نمی دانم چطور دراین فصل قیمت گوجه فرنگی رسیده به 3 هزار و 400
تومان. قیمت گوجه فرنگی، تخم مرغ و روغن را که حساب
کنید، مجموعا اینقدر می شود که دیگر نتوانی یک غذایی ساده
بخورید. اجاره خانه هم بماند. زنی از مقابل فروشگاه های عمده فروشی عبور می
کند. چادری مشکی بور شده روی سر دارد. چهره اش خسته به نظر می رسد. در مقابل یکی از
بنکداری های توقف می کند. قدری از قیمت ها سوال می کند و بازهم به راهش ادامه می
دهد. او توان خرید ندارد و می گوید:« دیروز همین اجناس یک قیمت دیگر بود. الان
مغازه دار می گوید خانم قیمت دلار زیاد شده است. به
من چه ربطی دارد که دلار زیاد شده است.
با درآمد
شوهر من که تقریبا دو شیفت کار می کند، نمی شود زندگی کرد. یک دختر دانشگاه آزادی دارم. هزینه او و
هزینه خریدهای روزانه اصلا اجازه نمی دهد که پس اندازی داشته باشیم. خیلی از موادغدایی را دیگر نمی
خریم.
گوشت و برنج کم کم از سفره ما می
رود.»
آخرین
بیانیه را نیزخبرکزاری فارس منتشر کرده است. همین خبرگزاری در گزارشی درمورد گرانی
ها آورده است:« القاء سیاستهای نادرست به
تصمیمگیران باعث گرانی شد تا تولید کننده و مصرف کننده را در تنور خود
بسوزاند و تنها دلالان و واسطهها برنده این معامله بزرگ وارداتی
باشند. مدتی است
بحث گرانی و گرانفروشی بر سر زبانها افتاده و همه اقشار از دولتمردان گرفته تا مردم
مصرف کننده و حتی دستگاههای ذیربط که این مسئولیت را به عهده دارند این مطلب را
تایید میکنند و با کمال تعجب مسئولین کنترل
بازار نیز با فرافکنی تولید را عامل گرانی میدانند. معاون اول محترم رئیسجمهور در یک همایش اعلام کرد
که برنامههای
نامناسب کشاورزی باعث گرانی شده است و با این مثال که پیاز در بندرعباس کیلویی 90
تومان اما در تهران کیلویی 700 ـ 600 تومان به دست
مصرف کننده میرسد، اما سوال
اینجاست که رساندن محصول از تولید کننده به مصرف کننده وظیفه کدام دستگاه است و چرا
این فاصله چند برابری قیمت بین تولید و مصرف وجود دارد، آیا تولید کنندهای که محصول خود را کیلویی 90 تومان
میفروشد گرانفروش است یا نظام غلط و سنتی بازار و بازار رسانی که این اختلاف را سبب شده
است و مسئول تنظیم بازار و بازاررسانی کیست؟ که اینچنین اختلاف چند برابری از تولید
تا مصرف را رقم زده است.در حالی که بخش تولید توانسته با رشد 9 درصدی، نیاز مردم را
تامین، صادرات را افزایش و واردات را کاهش دهد اما گرانی محصولاتی مثل مواد
پروتئینی امان مصرف کننده را بریده و امکان دارد. از سفره مردم خارج شود
که باید دید چرا به رغم افزایش تولید در حالی که
قیمت باید کاهش یابد همچنان سیر صعودی به خود میگیرد.» تیم عدالت خواهان از منطقه دور شده اند.
کمی دورتر
از این منطقه ماجرا در دیگر بخش های فقیرنشین هم تکرار می شود. زورآباد کرج، حداقل
100 کیلومتر با میدان قیام تهران فاصله دارد ولی وضعیت زندگی مردم در این منطقه نیز
مانند اهالی میدان قیام است. اسلام
اباد یا زورآباد منطقه ای در مرکز شهرستان کرج، واقع در استان
البرز است. 44٫5 درصد از جمعیت این
محله را جوانان تشکیل میدهند در حالی که تنها 22٫2 درصد از کل جمعیت محله از نظر اقتصادی فعال
اند.
با خط سفید
درشت روی دیوار خاکستری نوشته اند:« ورود افراد سالم ممنوع.» سمت راست خیابان را خانه های مخروبه، ویران و پر از
زباله گرفته است. عرض خیابان تنها دو متر است. شیب خیابان بیش از 40 درجه و وسط
آسفالت را جوی آّب است. خانه های سمت راست خیابان همگی با قدمتی حداقل سی ساله،
قدیمی، خاک گرفته و رعب آور است. دو کودک از خانه های سمت چپ خیابان، در ویرانه های
سمت راست خیابان سرگرم بازی شده اند. زباله ها را جابه جا می کنند، لباس های رنگ و
رو رفته پوشیده اند، با صدای بلند و بی مهابا می خندند. صدایشان صاف است و ترسی هم
از گشت زنی در ویرانه سمت راست خیابان ندارند. صد متر بالاتر، روی تپه در فصل بهار
سبز شده است. خانه ها در شیب بیش از 50 درجه ساخته شده بودند. هنوز جای سیمان و
کاشی کاری های خانه ها روی تپه باقی مانده است. اهالی منطقه همگی در دسته تهی دستان شهری جایی می
گیرند. خانه ها قدیمی و در حال ویرانی است. زنی میانسال دست
کودکی را در دست دارد و شیب 40 درجه را به سختی بالا می رود. خانه اودر میان انبوهی از خانه
های ویران شده جایی گرفته است. شهرداری، خانه های اطراف محل سکونت او را خراب کرده
است ولی خانه زن هنوز سرپا مانده است.
او مانند بسیاری دیگر از مردم منطقه به
سختی زندگی می کند. شوهرش دست فروش است و درآمدی
حداکثر 400 هزار تومانی در ماه دارد. زن چادر مشکی را روی سرش صاف می کند و می گوید: « آمده اید بدبختی های ما
را تماشا کنید. با این وضعیت گرانی و اوضاع
خودمان واقعا زندگی سخت تر از گذشته هم شده است. سی سال است در این منطقه سکونت داریم. حالا که شبیه خرابه شده است.
برنج خارجی هم دیگر
نمی توانیم بخریم. قیمت ها آنقدر زیاد شده است که باید فقط نان
بخوریم. قیمت نان هم
در بعضی جاها خیلی زیاد است. واقعا کسانی مثل ما با این درآمد چطور باید زندگی
کنند. هزینه مدرسه بچه ها و هزینه غذایی روزانه از درآمد شوهر من بیشتر
است.»
شیب 50 درجه خیابان به سمت پایین به فروشگاهی شبیه به سوپرمارکت می رسد.
پنجره شکسته، جعبه های میوه و سبزی های پلاسیده، کمپوت ها و بیسکویت های خاک گرفته
و شیشه های کدر شده یخچال بزرگ ویترین دار، ظاهر مغازه را می سازند. فروشنده مردی
55 ساله و آذری زبان است. او 25 سال در این منطقه سکونت داشته است. خانه اوهم در طرح های شهرداری خریداری شده و
تنها مغازه اش باقی مانده است.
او می گوید:« قیمت ها روزانه گران می
شود. تازه ما اینجا به دلیل اینکه مواد غذایی درست
و حسابی نداریم، خیلی قیمت ها گران نیست ولی خلاصه اینقدری گران شده که
دیگر مردم منطقه خیلی خرید نمی کنند. بیشتر نان
می خرند و صیفی جات. خود من هم توان خرید خیلی
چیزها را ندارم. بنکدارها می گویند دلار گران شده و روی همه چیز اثرگذاشته است.
خلاصه نمی دانم دلیل هرچه باشد، وضعیت زندگی مردم در این منطقه را خراب کرده است.
اینها بدبخت ها یک عمر در خاک وبدختی زندگی کرده اند. هیچ وقت وضعیت خوبی نداشتن که حالا نگران باشند ولی
بالاخره الان اوضاع برای همه بدتر شده است. خانواده های درست و حسابی که اینجا نداریم. همین ها
هم که مانده اند باید با مصیبت زندگی کنند.» وانت نیسانی زنگ زده و قدیمی برای او
بار آورده است. راننده نیسان از اهالی شهریار کرج است. او صیفی جات را از این منطقه
به زورآباد وکرج می آورد.
راننده با
لهجه ای غریب صحبت می کند و می گوید:« گوجه فرنگی
را از کشاورز هنوز کیلوی 400 تومان می خرند، نمی دانم چطور قیمت گوجه به دو هزار و سه هزار تومان
رسیده است. از اول
سال تا حالا هر روز بار کمتری به این منطقه می آورم. مردم وقتی نمی توانند خرید کنند ما هم دیگر نیازی نیست
که بار بیاوریم.» بنگاهی در همسایگی همین
سوپرمارکت قرار گرفته است. مغازه دو متری، بدون خط تلفن و تنها به سه صندلی فضای
کلی بنگاه را تشکیل می دهد. روی ویترین شیشه ای خاک گرفته، نام صاحب مغازه به عنوان
بنگاه هم با فونت درشت قرمز حک شده است. بنگاه دار می گوید:« اینجا از همه جای تهران وکرج قیمت ها ارزان تراست.
مثلا یک خانه 70 متری ده تا 15 میلیون تومان قیمت دارد. اجاره هم همین است. اما هرکسی نمی تواند در این منطقه زندگی کند. ما هم
که اینجا هستیم 20 سال است که آمده ایم. قیمت خانه در منطقه زورآباد هم کمی گران شده
است ولی رشد قیمت
به اندازه قیمت مواد غذایی نیست.مردم اینجا کارگر ساده، کارگر صنعتی یا دست فروش
هستند. بچه های 10 تا 15 ساله هم کار نمی کنند.یک عده هم نان خشک از سطح شهر جمع می
کنند. حداکثر همگی
ماهی 300 تا 400 هزار تومان درآمد دارند. من خانواده می شناسم که سالی یکبار رنگ گوشت را نمی
بینند.»
راننده
وانت نیسان زنگ زده هم می گوید:«
وضعیت ما از بد از جنگ هم بدتر شده است. آن موقع هم چیزی نمی شد خرید. فقط فرقش این بود که آن
زمان اصلا کالایی برای خرید وجود نداشت. حالا هست و بازهم نمی توان
خرید.»
زن میانسال روی شیب 50 درجه با کودک کلنجار می رود. او هر
روز این شیب سخت را چندین بار بالا و پایین می رود. زن می
گوید:« پسرم پیک موتوری است. هفته قبل از مقابل همین
خانه ما موتورش را هم دزدیدند. حالا بیکار است. شوهرم هم از بیشتر از این نمی تواند
کار کند. وضع ما
این است. چطور باید زندگی کنیم؟» دیوارهای
زورآباد کرج یک هفته پس از انتخابات دور دوم مجلس، همچنان میزبان پوسترهای تبلیغاتی
باقی مانده است. شعارهای مختلف روی پوسترها خودنمایی می کنند.
پوستری مقابل تنها پارک منطقه نصب شده که روی ان نوشته شده است: « گسترش عدالت برای
همه.» مردم از کنار پوستر عبور می کنند.
کسی نگاهی نمی
اندازد.
نورشدید آفتاب سوزان زورآبادکرج، رنگ را کاغذ را
زرد کرده است.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
گاهی اگر مامور
تعزیرات مچ فروشنده را بگیرد، سیگارها را میبرد و جریمه سنگین هم میگیرد.
اما باز در اقصی نقاط مملکت تا همین بقالی سر کوچه همه-ی ما پر است از این محصول
قاچاق که فروشش جرم رسمی است و جریمه و مجازات هم دارد.
اعتدال: محمدحسین جعفریان در تازه ترین یادداشت خود در خصوص بقالی هایی که قاچاق می
کنند، نوشت:
اگر شما سیگاری باشید –که انشاءالله نیستید- با تعبیر «عکسدار» یا «بیعکس» که
حالا دیگر به پسوندی رایج برای تمامی
مدلهای سیگار بدل شده
آشنا هستید.
عکسدار همانها هستند که تصویر دو تا ریه بر آنها نقش بسته و به شما هشدار میدهد
که دارید چه بلایی بر سر سلامتی خود میآورید
اما در مورد انواع خارجی سیگار که بخش اعظم بازار در تسخیر آنهاست؛ وجود این تصاویر
بر بستهها، نشاندهنده ورود و توزیع از مجاری قانونی است. یعنی مالیات و گمرک
آنها پرداخت شده
و بقیه عموما نه.
وقتی
مشتری سیگار بدون عکس میخواهد، فروشنده نگاهی به قد و بالای او میکند و هنگامی که
حس ششمش به او ندا داد که طرف مامور تعزیرات نیست، از پشت یخچال و کف مغازه و هزار
و یک سوراخ و سنبه دیگر، یک بسته سیگار درمیآورد و میدهد دست او.
جالب آنکه آن عکسدارها چون با نظارت دولت
خریداری و وارد میشوند، کیفیتشان تضمین است اما مابقی اغلب تقلبی و بیکیفیتند
اما عجبا که بیشتر جماعت پول بیشتر میدهند تا همانها را بخرند که مبادا چند کلمه
فارسیبر پشت و رویش نقش بسته باشد.
سالانه چندین میلیارد نخ از این سیگارها به کشور قاچاق شده و از طریق همه مغازهها
و دکهها هم فروخته میشود.
گاهی اگر مامور تعزیرات مچ فروشنده را بگیرد، سیگارها را میبرد و جریمه سنگین هم
میگیرد. اما باز در اقصی نقاط مملکت تا همین بقالی سر کوچه همه ما پر است از این
محصول قاچاق که فروشش جرم رسمی است و جریمه و مجازات هم دارد.
عجبا! این چه مافیای قدرتمندی است که چنین
قاچاقی میکند و در صدها هزار مغازه و دکه در سرتاسر کشور هم توان توزیع آن را
دارد؟ و بعد جریمه بقال و دکهدار برای فروش چند بسته آن چه معنایی دارد؟
این حجم حیرتآور را که نمیشود زیرزمینی
و با مسافر یا بار الاغ کرد و آورد، نه شما را بهخدا، میشود؟!
چندی پیش در خبری خواندم که
بیش از نود درصد
گوشیهای همراه در مملکت قاچاق بوده و از مبادی قانونی وارد نمیشوند!
یعنی سود گمرک و
مالیاتشان میرود به جیب قاچاقچیان،
میدانید این حجم کالا چند هزار تریلی
میشود؟
آخر چطور ما که چنین تحسینبرانگیز مرزها را بر اندک ورود موادمخدر بستهایم و
انصافا طی این سالها بسیار هم موفق بودهایم، قادر به کنترل چنین حجم شگفتآوری
از قاچاق این کالاها نیستیم و پرسش مهمتر، این چه سیستم توزیع پیچیدهای است که با
این سهولت میآورد و به کوچکترین واحدهای توزیع هم آن را عرضه میکند؟ خدا
میداند؛ من که مخم هنگ کرده است!
بهجای دکهدار و مغازهدار، چرا باراندازهای اصلی اینها و چهرههای پنهان این
تجارت عظیم شناسایی نمیشوند؟ خیلی کار سختی است؟
محمدحسین جعفریان
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
اعتدال:اگر جوان هستید، اگرآخرین مطلبی که مطالعه کرده اید تصمیم کبری بوده
است، اگر قدرت تحلیل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانیالیسم و هویج را نمی
دانید، نگران نباشید بسته های آموزشی " روشنفکری در 5 دقیقه " به بازارآمد!
- اولین اصل،
یادگرفتن تعدادی لغت پرملات و شعار های جدید!
هرچی بیشتر بدونید بهتره
اما اگر مغزتون زیاد کشش نداره همین چهارتا لغت رو حفظ کنید:
سیناپس ، پارادایم،
نوستالژیک و دیالکتیک. معنی اش زیاد مهم نیست فقط کافیه هر چند جمله در میون مقداری
از این کلمات- به میزان دلخواه- بکار ببرید
البته موظب باشید دز آن را زیاد بالا
نبرید که تابلو می شود!
غر بزنید!
غر زدن به وضع مملکت یکی از ارکان مهم و شاید مهمترین رکن روشنفکری باشه.
به هر چیزی که فکرتون می رسه غر بزنید مهم نیست به چی فقط غر بزنید مثال:
• اگر بارون نمیاد از بارونهای لندن تعریف کنید و بر پدر مملکت بی آب و علفمون لعنت
بفرستید!
•
اگر بارون میاد از هوای صاف و آفتابی تگزاس تعریف کنید و بگید :" تف به این مملکت
گل وشل"!
•
مدام از پیشرفت خارج تعریف کنید!
طوری که انگار 80 سال توی لس آنجلس زندگی کرده
اید .مثلاً بگید اونجا نون بربری تو بسته بندی های استریل عرضه میشه!
هر چیزی که مردم خیلی بهش اعتقاد دارند رو مسخره کنید و بگویید تقلبیه یا دروغه.
البته بعضی ها جلوتر رفته اند و خودشون رو هم حالا دیگه تقلبی می دونند که ما تا
اون حدش رو توصیه نمی کنیم!
-اگر در مهمانی خواستید دستشویی بروید و آنجا دستشویی فرنگی نداشتند به شدت از
صاحبخانه گلایه کنید و خودتان را ناراحت نشان دهید.
-
پیتزا دیگه دمده شده، سعی کنید اسم غذا هایی رو حفظ کنید که بقیه حتی نمی تونند
تلفظش کنند.
• مثال: فوندی بورگینیون، تاوزند آیلند و... البته اگر توی رستوران بودید قبل از به
زبان آوردن این کلمات ابتدا دستتون رو داخل جیبتون کنید و یک چرخ بدهید اگر به چیزی
برخورد نکرد احساس تشنگی کنید ویک لیوان آب سرد سفارش بدهید!
-داشتن یک وبلاگ ضروریه. البته اگر هنوز فرق بین کیس و مانیتور رو نمی دونید بروید
به پاراگراف بعدی!
-از زمان قدیم خیلی تعریف کنید. مخصوصاً بگید اون موقع همه چیز خیلی ارزون بوده
مثلاً تویوتا کمری 3 قرون بوده!
البته سعی کنید به مغزتون یه مقدار بیشتر فشار
بیاورید و مثال بهتری بزنید.
- سعی کنید عینکی شوید. عینک سمبل مطالعه ی زیاده! اگر حوصله مطالعه ندارید یک روش
سریعتر هم وجود داره: 2 دقیقه به جوشکاری با دقت نگاه کنید!
- ترانه های خارجی گوش بدهید و بی بی سی فارسی ببینید. هرچی بیشتر، بهتر!
خارجی و هرچی غیر مجاز تر هم باشه بهتره! این خصیصه نشون میده که تمام مراحل
روشنفکری رو با موفقیت پشت سر گذاشته اید!
-
یک سگ بخرید. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثیر زیادی در ارتقای سطح روشنفکری
داره!
- اگر دختر هستید باید مانتوی شما تنگ باشد! تنگ تر از بقیه ! خیلی تنگ!
اونقدر که موقع غذا خوردن مجبور شوید دکمه های جلوی آن را به صورت موج مکزیکی به
ترتیب باز و بسته کنید تا لقمه پایین برود!
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
سبزپرس- گروه
محیط زیست دریایی: طراح ایده
انتقال آب دریای خزر به کویر گفت:
طرح دیگری داریم که انشاء ا... در صورت اجرای آن از
این طرح انتقال آب دریای خزر به کویر هم بزرگتر است(؟) . یعنی از نظر اندازه، قدرت و فراگیری، طرح بسیار
بزرگی خواهد بود.
به گزارش سبزپرس، غلامعلی خیاط خلقی ، مدیر عامل شرکت"
آیاکاوان" و طراح ایده انتقال آب دریای خزر به کویر هفته گذشته در گفتگو با هفته
نامه آسمان ( شماره 110) در پاسخ به این پرسش که " این ایده چطور در دهن شما مطرح شد؟" گفت: حقیقت این است که این ایده را خدا د ردل ما
قرار داد . از برکات خداوند است که در ذهن ما ایده ای مطرح شد که در نهایت منجر به
بالندگی و پویایی بیشتر کشور می شود. ایده از خود آدم نیست.خداوند
ایده را به قلب انسان نزدیک می کند و این دیگر به همت افراد بستگی دارد که
از این ایده با توکل به خدا چگونه استفاده کنند. ایده اولیه هم در مورد این طرح
خاص، 4 سال قبل در ذهن من ایجاد شد.
وی همچنین در پاسخ پرسش دیگری مبنی بر اینکه
" حدودا چقدر زمان برد تا ایده در
ذهن شما شکل بگیرد؟"
افزود: در کل 10 دقیقه
. دراین 10 دقیقه ایده به
صورت کامل در ذهن و دل من نشست اما دو سال و نیم تحقیق کردیم تا طرح به مرحله
عملیاتی برسد. به گفته وی دانشگاه هم همکاری کرد تا ایده به صورت کامل شکل بگیرد و
چندین هزار صفحه برای اجرای این طرح تحقیق شده است.
او همچنین در گفتگو با هفته نامه آسمان در
برابر این پرسش خبرنگار که می پرسد " قبل از این هم طرحی به این اندازه بزرگ کرده
بودید؟" می افزاید
: طرح دیگری داریم که انشاءا... در صورت اجرای آن
از این طرح انتقال آب دریای خزر به کویر هم بزرگتر است . یعنی از نظر اندازه، قدرت و فراگیری، طرح بسیار
بزرگی خواهد بود. طرخ بزرگی است که به طور حتم باید ان را بی نظیر در طول تاریخ سی
سال گذشته ایران بدانیم. این طرح
مقدمات ظهور آقا امام زمان (عج) است یعنی طرحی دراین اندازه بزرگ که اقتصادی،
فرهنگی و اجتماعی است .
او
درباره طرح انتقال آب دریای خزر به کویر می گوید:
براوردهای ما نشان می دهد که این طرح حداقل بالای هزار میلیارد دلار سود برای کشور
دارد و شنیده ام که این طرح با رمز " یا مهدی (عج) " آغاز شده و این خود می تواند
نشانه خوبی باشد که به سرانجام برسد.
وی
همچنین درباره هزینه های صورت گرفته برای این طرح گفت: هزینه های اولیه با خودمان
بود و حتی امیدی هم نداشتیم که کسی پیدا شود و هزینه ها را بدهد ولی به دلیل اینکه
هدف ما خدمت به مردم، اسلام و انقلاب بود طرح را پیش بردیم . د رنهایت که به نتایج
مناسبی رسیدیم برای دولت ، طرح تفسیر شد. یعنی باید در نهایت بگویم که این طرح شخصی
بود.
مدیر عامل شرکت" آیاکاوان" در پاسخ به این پرسش که " کدام وزارتخانه به سراغ شما آمد؟" گفت: با هیچ کس و هیچ وزارتخانه ای هماهنگی نکردیم
ولی از دولت و یکی از مراکز وابسته به دولت با ما تماس گرفتند و خواستند تا جزییات
طرح را برای آنها بگویم. قدری هم پیگیری کردند و در نهایت پذیرفتند.
اما اسم مرکزی را که با تماس گرفته بود را فراموش کردم
.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
امروز مطلبی می خواندم که
آقای نوریزاد همان حرفهایی را زده بودند که منافقین سالها پیش علیه ایران زدند.
داستان تکراری و صد البته دروغین مخفی شدن یک فروند هواپیمای اف-۱۴ در پشت هواپیمای
ایرباس ۳۰۰ پرواز ۶۵۵ که توسط ناو وینسنس سرنگون شد.
مدتها است شایعه دروغینی کل اینترنت را برداشته
است که در پشت سر ایرباس ۳۰۰ ایرانی یک فروند اف-۱۴ قرار داشته و به همین دلیل
اشتباهاً توسط ناو وینسنس ساقط شده است. این شایعه اولین بار در سالها قبل توسط منافقین فراری
به امریکا ایجاد شد که متاسفانه
هر از گاهی رونمایی مجدد می شود اما رونمایی آن توسط یک ایرانی مدعی خیلی چیزها!
واقعاً جای تعجب و صد البته تاسف دارد.
اما چرا این موضوع از بنیان بی معنا
است؟
۱-هواپیمای اف-۱۴ اساساً
یک جنگنده رهگیر برای برتری هوایی و ایجاد امنیت هوایی است و برای حمله به اهداف
دریایی آن هم ناو تا بن دندان مسلح وینسس طراحی نشده است. حتی اگر این
جنگنده برای این نوع حملات تجهیز شود هم به لحاظ ایرودینامیکی توان شیرجه روی
مناسبی برای حمله به اهداف دریایی ندارد. اساساً اف-۱۴ یک جنگنده رهگیر برد بلند و تا
حدی لخت و تنبل است و در جنگهای نزدیک یا داگ فایت نیز ممکن است مغلوب حریفانی ساده
هم بشود که اتفاقاً چندین بار
مغلوب شده است!
۲-فرضاً یک فروند اف-۱۴ ایرانی چه کاری میتوانسته علیه
یک ناو با آن وسعت فنی و دفاعی کند؟ مگر اینکه در یک داستان خیالی تصور کنیم که یک
اسکادران اف-۱۴ در پشت ایرباس بوده است!!!
۳-فرض گیریم چنین بوده
است. چرا پس از ساقط کردن اشتباهی ایرباس به جای
اف-۱۴ هیچ ردی از اف-۱۴ اصلی روی رادار وینسنس نماند؟ بالاخره بیش از دو موشک که
شلیک نشده بود. هر دو موشک هم به ایرباس برخورد کرده بود زیرا بر روی آن نشانه روی
شده بودند.
۴-از همه مهمتر چرا دولت امریکا برای بستن پرونده
حقوقی این جنایت وادار به پرداخت خسارت سنگین شامل قیمت هواپیما (حدود ۴۵ میلیون
دلار) و خون بهای سرنشینان ایرانی و خارجی (حدود ۶۵ میلیون دلار) شد؟ آیا اگر مستنداتی محکمه پسند برای ارایه داشتند
چنین رقم سنگینی را پرداخت می کردند تا پرونده را ببندند؟
۵-تنها مدرک نصفه نیمه محکمه پسندی که
امریکاییها داشتند تاخیر در پرواز ۶۵۵ بود. یعنی در لیستی که به ناو به عنوان
پروازهای غیر نظامی اعلام شده بود ساعت پرواز زودتر درج شده بود. در واقع پرواز ۶۵۵
با تاخیر انجام شده بود و با زمان برنامه ریزی شده برای پرواز کمی تفاوت داشت که
البته آن هم مدرک کاملاً بی ارزش و مردودی است زیرا خود امریکاییها هم روی آن مانور
خاص نکردند. در واقع کل اخطارهایی که وینسنس
کرده بود بر روی باند نظامی بود که طبعاً خلبان ایرباس که روی باند غیر نظامی بود
توان دریافت آن را نداشت. امریکاییها مدعی بودند که چون در آن ساعت پرواز غیر
نظامی زمان بندی نشده وجود نداشته است روی باند غیر نظامی پیامی نداده
اند.
چرا می
خواهید خود را به نادانی بزنید؟ یک ناو مهاجم در حالیکه در آبهای ایران قرار داشته به
طور کاملاً عمدی اقدام به هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایرانی کرده بود. ۲۴ سال
از این رویداد میگذرد اما برخی افراد با حرفهای خود کاری می کنند که حقایق هم انکار
شود.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
اعتدال: به گزارش پایگاه
اطلاع رسانی وزارت بهداشت، مرضیه وحید دستجردی گفت: قدردانی ویژه داریم از رئیس
مجلس که پیش از این از حمایت ویژه مجلس از نظام سلامت در بودجه امسال خبر داده بود
و این نظر در عمل هم محقق شد.
وی افزود: ار اعضای کمیسیون بهداشت و درمان مجلس،
به خصوص رییس آن، دکتر شهریاری هم که در کمیسیون تلفیق سخنان جدی و خوبی را برای
تصویب این بودجه ایراد کرد، تشکر می کنیم. وی با اشرافی که به مسائل حوزه سلامت
دارد موفق شدد این مصوبه را از کمیسیون تلفیق بگیرد و اکنون بقیه کارها با ماست تا
ببینیم چطور میتوان رایگان درمان شدن مردم در بیمارستان ها را عملیاتی کرد.
وی
افزود: اولین کسی هم که مصاحبه کرد و این قضیه را برای همه جا انداخت مصباحی مقدم
بود که از ایشان هم تشکر می کنم.
وی ادامه داد: اگر این بودجه با تایید نهایی
شورای نگهبان به سرانجام برسد باید از هم اکنون به فکر برنامه ریزی برای درمان
رایگان مردم در بیمارستان ها و مراکز درمانی باشیم.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
براساس آمارهای رسمی در 6 سال گذشته
از هر 6 تا 8 شاغل 1 نفر در کشور بیکار بوده است.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
ما ایرانیها اساساً استاد سوژه
دادن به رسانههای غربی هستیم. همین که به اندازه کافی به ریشمان خندیدند، تازه
یادمان میآید که میتوانستیم بهتر کار کنیم. ماجرای محکوم شدن کاریکاتوریست اراکی
به خاطر کشیدن کاریکاتور نماینده شهرش، آخرین مورد از این ندانم
کاریهاست.
اعتدال: ماجرای محکوم شدن یک کاریکاتوریست اراکی به 25 ضربه شلاق،
به جرم کشیدن کاریکاتور نماینده این شهر، خبری بود که به سرعت مرزهای استانی و حتی
کشوری را درنوردید و بازتاب جهانی پیدا کرد. این واقعه بیانگر نکات مهمی برای
مسئولین کشور ماست.روز گذشته خبری منتشر شد، مبنی بر اینکه
کاریکاتوریست نشریه محلی «نامه امیر»، به دلیل کشیدن کاریکاتور نماینده شهر اراک و
شکایت این نماینده، به 25 ضربه شلاق محکوم شده است، حال آن که در این کاریکاتور،
هیچ نکته توهین آمیز و غیرمتعارفی به چشم نمیخورد.
از اصل خبر و غیرمعمول بودن
کار نماینده و رأی قاضی دادگاه که بگذریم، نکته مهمی که به نظر میرسد به هیچ وجه
از سوی این دو مقام محلی پیشبینی نشده، فراتر رفتن این خبر از مرزهای استانی و حتی
کشوری و ایجاد کمپینی جهانی در محکومیت این کار بوده است.
در این راستا، افزون
بر بازتاب سریع و گستردهای که این خبر در میان خبرگزاریها و سایتهای خبری داخلی
پیدا کرده، مطبوعات بینالمللی نیز از روز گذشته تاکنون، یک به یک در حال پرداختن
به این موضوع هستند.
برای نمونه، روزنامه انگلیسی «گاردین»، امروز ضمن انتشار
این خبر و حواشی آن به طور کامل، به کمپین بینالمللی اشاره کرده که از سوی
کاریکاتوریستهای ایرانی در سرتاسر جهان به راه افتاده است و در چهارچوب آن، دهها
نفر از این افراد با کشیدن کاریکاتور نماینده اراک، همبستگی خود را با کاریکاتوریست
اراکی نشان داده اند.
افزون بر گاردین، برخی دیگر از نشریات بینالمللی، از جمله
نشریات تخصصی کاریکاتور، این خبر را انتشار دادهاند.
اما در این واقعه، سه نکته
بسیار مهم هست که باید بیش از هر کس مورد توجه مسئولین محلی در کشورمان قرار
گیرد:
نخست اینکه بر خلاف آنچه برخی از این مقامات و مسئولین میپندارند، آنها
در حوزه محلی و استانی خود دارای اختیار و اقتدار تام و تمام نیستند و اقدامات
بعضاً غیرمعقول و سلیقهای آنان، از چشم دیگران پنهان نخواهد ماند.
در حقیقت،
آنان باید توجه داشته باشند که بازتاب اقدامات محلیشان، تنها به همان سطح محلی
محدود نمیشود و با درنوردیدن مرزهای منطقهای، استانی و حتی ملی، در معرض قضاوت
طیف گستردهای از افکار عمومی قرار خواهد گرفت.
نکته دومی که با مورد پیشین
ارتباط تنگاتنگ دارد، این است که گویا طیف وسیعی از مسئولین کشورمان، در قرن بیستم
و در عصر اطلاعات و ارتباطات، هنوز از قدرت رسانه آگاهی ندارند و نمیدانند که در
جایگاه یک مقام مسئول، کوچکترین کار غیرمنطقی از سوی آنها، میتواند چه موج
رسانهای بزرگی ضدشان به پا کند.
در پایان و نکته سومی که باید مدنظر قرار گیرد،
این است که با توجه به موارد نامبرده، یک خودخواهی ساده و یک اقدام شخصی، میتواند
با بازتاب یافتن در سطح جهانی، به خدشهدار شدن نام ایران و ایرانی بینجامد؛
بنابراین، وجود حداقلی از مسئولیتپذیری چنین حکم میکند که این افراد پیش از گرفتن
چنین تصمیماتی، اندکی بیشتر اندیشه کنند.
منبع: تابناک
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
درست نیست که
به شرکتهای تابعه وزارت نفت از صندوق توسعه ملی پول بدهیم و پدر بخش خصوصی را در
بیاوریم.
مصطفی
کواکبیان نماینده مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی صبح امروز در ادامه جلسه علنی
مجلس در خصوص بند یک ماده واحده لایحه بودجه که صندوق توسعه ملی را موظف میکرد به
متقاضیان بخش غیردولتی تسهیلات دهد، در اخطاری با استناد به اصل 44 قانون اساسی
گفت: فلسفه شکلگیری صندوق توسعه ملی برای این نبوده که به مردم مانور دهید که ما
23درصد درآمدهای نفتی را مستقیم به صندوق میریزیم اما سپس با تصویب یک سری احکام
پولها را از صندوق برداریم و یک جور دیگر خرج کنیم.
وی در بخش دیگری از سخنان
خود تصریح کرد: یکی از
تولیدکنندگان چند روز گذشته به من گفت که در صحن علنی مجلس فریاد بزنم که "عزا
عزاست امروز، روز عزاست امروز؛ تولید ملی ما، صاحب عزاست
امروز".
این نماینده مجلس ادامه داد: امروز تولید ملی ما در حال
نابودی است. ما میخواستیم با این گونه مصوبات اشتغال را زیاد کنیم اما اگر قرار
باشد به شرکتهای تابعه وزارت نفت از صندوق توسعه ملی پول بدهیم و پدر بخش خصوصی را
در بیاوریم، درست نیست.
کواکبیان همچنین گفت: نمیشود با تصویب اصل 44
بخواهیم از شرکتهای خصوصی حمایت کنیم اما تمام پول صندوق توسعه را به شرکتهای
تابعه وزارت نفت بدهیم.
وی اضافه کرد: صندوق توسعه
ملی تشکیل شد تا به توسعه ملی و بخش خصوصی برسد نه اینکه منحصر به وزارت نفت باشد
لذا درخواست دارم تا برای اخطار اصل 44 رایگیری کنید.
در ادامه محمدرضا باهنر نائب رئیس مجلس که
ریاست صحن علنی را به عهده داشت، در پاسخ به تذکر کواکبیان گفت: اصل 44 برای صنایع
بالادستی نفت اجازه میدهد که دولت سرمایهگذاری کند اما بحث ما این است که دولت
باید برای این کار از خزانه پول بگیرد نه از صندوق لذا دولت نمیتواند از صندوق
توسعه ملی پولی دریافت کند بنابراین اخطار شما نیز وارد
نیست.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
چنانکه دفتر ایشان اعلام داشته است این انتقاد بعد از پیگیری ها و تذکرات مکرر دفتر معظم له در خصوص نشر "کتب ضاله" در کشور صورت گرفته است.
به گزارش خبرآنلاین به نقل از دفتر حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی ایشان در درس تفسیر مسجد اعظم قم ارائه ی کتب عامه از جمله کتاب در باره ی زندگی حضرت زهرا (س) به طریقه ی اهل سنت را شدیدا مورد انتقاد قرار داده و فرمودند " در این دستگاه کتاب فروشی این زمان، کتب عامه آزادانه به این جوان های تحصیل نکرده در دین فروخته شده، مغز آنها پریشان شده، از یک طرف همان سعودی بی عرضه رفتارش با اهل این مملکت این است که زن و مرد را در آن دستگاه متوقف می کند، یک ورقه او را می گیرد و بعد دستگاهی در این مملکت عامل فروش کتب ضاله او می شود.
سخنان آیت الله العظمی وحید خراسانی با انتقاد بسیار شدید به وزارت ارشاد آغاز شد. ایشان همچنین انتشار برخی کتب را "اضلال" نام نهادند.
ایشان در مضمونی ادامه دادند:
...ما هیچ حرفی بدون دلیل نمی زنیم، دلیلش این است: مکه رفته اید؟ آن بی عرضه های وهابی با اهل این مملکت چه می کنند؟ کتابی که همراه شاخص ترین شاخص های شماست در هر مقامی از او می گیرند و ضبط می کنند، آن وقت تو را راه می دهند، این هست یا نه؟ این ذلت است یا ذلت نیست؟ اگر نمی فهمی فکر فهمت را بکن! اگر می فهمی و بعد در مقابل آنچه که می گویم بیچاره می شوی، فکر غیرتت را بکن. آن را می گیرند ، کتاب تو را از هر کسی؛ آن هم کی می گیرد؟ بی عرضه هایی که مسلک وهابیت زاییده یک سفیر انگلیس است.
ایشان وهابیون را غلام حلقه بگوش انگلیس معرفی و هرگونه کوتاه آمدن در برابر آنان را خلاف عزت و بی شرمی دانستند و افزودند: آن وقت در این بازارکتاب، نمایشگاه کتاب، ....سنی ها آزادانه کتاب زندگی [حضرت] زهرا (س) به طریقه اهل سنت را به شیعیان می فروشند. این ذلت است یا نه؟ عزت وهابیت است یا نه؟ تو که نوکر آن وهابی هستی که آن وهابی نوکر انگلیس است، تو عامل او هستی .... این است وضع.... آن وقت در این دستگاه کتاب فروشی این زمان، کتب عامه آزادانه به این جوان های تحصیل نکرده در دین فروخته شده، مغز آنها پریشان شده، از یک طرف همان سعودی بی عرضه رفتارش با اهل این مملکت این است که زن و مرد را در آن دستگاه متوقف می کند یک ورقه او را می گیرد و بعد در این مملکت کتب ضاله او عرضه می شود. آن وقت همچو مردمی صلاحیت امام زمان دارند؟ این است؛ حجت از طرف او هست ولی وقتی عمل این شد آن فیض منقطع می شود.
به گزارش شفقنا حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی در سخنان دیگری که به تاریخ 1391/02/18 در درس خارج اصول بیان داشتند با اشاره به اهمیت عزاداری روز عاشورای فاطمی خاطرنشان ساختند: آن چه که مهم است این هاست که باید بفهمید بعد ببینید چه ظلمی شد و چه جنایتی اتفاق افتاد بعد وظیفه ما این است که دست این عزادران فاطمیه را ببوسیم؛ این ها هستند که با این هیات های عزاداری حق صدیقه کبری را دراین مملکت احقاق کردند به قدری که در وسعشان بود. و من به نوبه خودم اگر خدا توفیق بدهد دست بوس این ها هستم. این ها هستند که با این عمل نقشه وهابیت را در این مملکت به باد دادند، این ها هستند که به مخ حقیقت رسیدند ولو خودشان متوجه نشدند ارزش کار را.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
شاید اولین باری که یک دانشجو
لینکی را برایم ایمیل کرد تا آتش شور انقلابی ام را شعله ور کند و مرا به واکنش
وادار کند، خیلی نگذشته بود که دیدم ایمیل های گروهی دست به دست می چرخد و لحظه به
لحظه دامنه ی مخاطبش افزوده می شود؛ ایمیلی که حکایت از توهین یک هتاکِ بی دین، به
یکی از مقدسات در یک صفحه از بیکرانه ی اینترنت می کرد و تشویق برخی از جوانان پاک
و مومن که جوًیی احساسی و عاطفی در دفاع از مقدسات در فضای مجازی علی الخصوص در فیس
بوک به راه انداخته بودند و به تدریج خبرش با به به و چَه چَه در وبلاگ ها و سایت
ها منتشر شد.
با دیدن این اتفاقات نگران تر می شدم چون معلوم بود که این فضا و
یادآوری و تکرار توهین و دفاع مستقیم! و دامن زدن به ماجرا یعنی زمینه ای برای
تکثیر و تشدید توهین ها و تغییر روش های ملحدان و بیماران سخت روانی که فزادهم الله
مرضا. این نکته را نمی خواستم اینجا و یا در تلویزیون و منابر به صورت عمومی بگویم
لذا در کلاس هایم نظرم را همان موقع گفتم و اجمالا مخالفتم را بیان کردم اما ظاهرا
ناچاریم این تذکر لازم و ضروری را صورت عمومی بیان کنیم.
این که مُد شده؛ هر کس
از جدیدترین بیانات یک دیوانه ی بی خرد، زودتر اطلاع داشته باشد، از سایرین، مومن
تر و انقلابی تر است، از یک سو، مومنین را در مسابقه زودتر باخبرشدن و سریع اعلام
کردن موارد مشابه می اندازد و از سویی بهترین فرصت و قوی ترین رسانه ی رایگان را
برای چهره شدن و جهانی شدن یک دیوانه مهیا می کند. وقتی اروپا تمام ظرفیت تبلیغی
خود را پای دفاع از یک زن بدکاره ی قاتل می آورد، پس جا برای چند دیوانه ی بی دین
هم هست!... البته اگر ما دست به دست هم دهیم و نام او را بر سر زبان ها بیاندازیم و
به سرعت از یک ناشناسِ بیمار -تاکید می کنم- یک چهره ی معروفِ مخالف جمهوری اسلامی
و مخالف شیعه بسازیم. و چالشی به چالش هایمان اضافه کنیم.
در زمان تهدید آن کشیش
دیوانه امریکایی در برنامه زنده این شب ها نظرم را بیان کردم؛ و درخواست کردم از
رسانه ملی و کارشناسان که «نام این فرد را نیاورید. او را عَلَم و معروف جلوه ندهید
-چون معروف نیست- و آدرس کلیسای کوچک او را ندهید. چون تمام این بازی موهن را
درآورده فقط برای دیده شدن و کسب امتیاز در امریکا و غرب. او را تحقیر کنید و از
دانستن نامش یا فامیلی او تجاهل کنید! برای او گزارش خبری نسازید.» اما شهوتِ عجیب
و غریب "خود برتر" جلوه دادن و خود را آشنا به 7 میلیارد سکنه زمین نشان دادن، در
بسیاری از چهره ها هست و به مدد همین گوگلِ کذا و کذا تمام جزییاتی که خودشان می
خواهند، را فرد به دست می آورد و با مباهات بیان می کند و خلق الله هم می گویند به
به چقدر این فلانی دشمن شناس است. واقعا باید از این بی تدبیری ها احساس خطر
کرد.
کسی انکار نمی کند "دفاع نادرست و روش های ناصحیح و هیجانی" راه کاری مناسب
و مدبرانه ای برای مقابله نیست اما مشکل اینجاست که از کجا معلوم که این روش درست
است یا آن روش؟ و ظاهرا فقط چاره آزمون و خطاست! و متاسفانه هزینه ی این آزمون و
خطاها را که قابل محاسبه هم نیست، کسی به عهده نمی گیرد و اگر به عهده بگیرد آیا
قابل جبران است؟
متحیرم که چرا همه سربازان این خط "آتش به اختیار" عمل میکنند و
از دیگران انتظار پیروی و تایید و همراهی دارند مگر اهالی این جبهه با فرمانده ی
خود قطع ارتباط اند؟! اگر گروهی از لشکر توحید از فرمانده خود و سلسله مراتب
فرماندهی انتظار تبعیت و همراهی داشته باشند سابقه تاریخی ما آنها را نهروانی می
نامد، نه شُرطَةُ الخَمیس!
چرا این نوع واکنش های ناصحیح تقبیح نمی شود؟! آیا
این روش ها مثلا همین اطلاع رسانی های سایت های تحلیلی خبری یا ایمیل های گروهی
فوری و یا همین دهه گرفتن های اینترنتی در کنترل این موارد تاثیر داشته؟؟
جسارتا
پیشنهاد می کنم:
1. خوب است ماده 513 قانون مجازات اسلامی را بخوانید: [هرکس به
مقدسات اسلام و یا هر یک از انبیاء عظام یا ائمه طاهرین ( ع ) یا حضرت صدیقه طاهره
( س ) اهانت نماید اگر مشمول حکم ساب النبی باشداعدام می شود و در غیر این صورت به
حبس از یک تا پنج سال محکوم خواهد شد.] و فهرست محتوای مجرمانه؛ موضوع ماده 21
قانون جرایم رایانه ای را هم ببینید. همه ی تمهیدات قانونی برای کنترل و مدیریت این
موارد در قانون پیش بینی شده فقط باید سطح انتظار و توقع اجتماعی از دستگاه های
نظارتی و قضایی ارتقاء پیدا کند.
2. اگر کسی برای
شما ارسال کرد از مراجعه و دیدن لینک آن مطلب خودداری کنید حتی اگر دوست صمیمی شما
برایتان نوشته باشد : «ببین چه توهین هایی کرده و یا حتی چه شبهاتی وارد می کنند»
جدا خودداری کنید. جنگ کلیک ها و امتیارات فیس بوکی و الِکسایی و... است و کسب
رنکینگ های مجازی و سیاسی-اجتماعی پیاده نظام صف دشمن است!
3. اگر این نوع موارد را که کم نیستند درجایی دیدید آدرس
مطلب آن را برای دوستان تان ارسال نکنید.
4. و حتما آدرس آن صفحه را جهت پیگیری و اقدام قضایی
خردمندانه و دور از هیاهو به مراجع قانونی از طریق این لینک گزارش کنید و بدانید که
بعد از آن هیچ مسئولیتی در قبال اطلاع رسانی ندارید!
5. اگر در جمع خانواده و دوستان در این خصوص صحبت
شد، تجاهل و تغافل کنید و با ذکر تبری از دشمنان اسلام و بی اهمیت دانستن این
اتفاقات، محترمانه درخواست کنید موضوع گفتگو عوض شود.
6. فراموش نکنیم انتشار این نوع اخبار از مصادیق اشاعه
فحشاست و معصیت است.
7. هرچند همه ی دلایلم را بیان نکردم اما از شما
درخواست می کنم دراین باره دقیق تر تامل و تفکر کنید.
8. مراقب سلامت روح لطیف و پاک خودتان باشید و اگر
چنین مواردی را دیده اید یا خوانده اید، خود را دلداری بدهید که هرچند خدا همیشه
دشمن داشته و دارد اما الاسلام یَعلو و لا یُعلی علیه و بدانید که سالها و قرن ها
بدترین جسارتها به انبیاء و ائمه سلام الله علیهم اجمعین شد اما اسلام زنده است و
رو به گسترش و توسعه. چه جسارتی بالاتر از شهادت امام حسین و اسارت اهل بیتش اما
ببینید این اسلام و امام حسین است که زنده است و حیات بخش!
چند نکته کوتاه و بدون شرح در مورد زمینه
های بروز این نوع رفتارها:
- نقش اختلالات حاد روانی در این گونه رفتارهای
هنجارشکن باید جدی تر تلقی شود. ارتباط روشن برخی اختلالات سایکوتیک با برخی معضلات
سیاسی-اجتماعی و اجتماعی-فرهنگی را نمی شود انکار کرد و لزوم توجه و بررسی موضوع از
ناحیه نظام خیلی ضروری به نظر می رسد. تا همه با هم بتوانیم با تحلیلی روشن و غیر
ژورنالیستی از زمینه های بروز این نوع رفتارهای خشم آلودِ ملحدانه، به مدیریت زمینه
های بروز آن پرداخته شود.
- توجه و اهمیت دادن به "تشخیص، درمان و مراقبت" از
بیماران حاد روانی مسئله مهمی است. و این مسئله پیش از آن که به حوزه سلامت و درمان
مربوط شود حوزه مسائل اجتماعی و فرهنگی را درگیر می کند. هیچ می دانید در تهران تخت
خالی در بیمارستان های روانی به سختی پیدا می شود و برخی روانپزشک ها -از جمله
همکارانم در زندگی بهتر- برای بستری کردن یک بیمار اورژانس چند روزی تا دوهفته باید
معطل باشند. این شرح حال بیمارانی سایکوتیکی است که خود یا خانواده آنها برای درمان
اقدام می کنند.
- تاثیر کش
مکش های والدین و اختلافات ادامه دار خانوادگی در بروز رفتارهای ناهنجار ریز و درشت
موثر است.
- قبلا
هم ابراز نگرانی کردم که باید برای حفظ سلامت روانی کودکانمان و سلامت و تعادل
هیجانی جوانان تدابیری علمی و عملیاتی طراحی کرد؛ تدابیری غیر فضایی، خداپسندانه و
غیر تبلیغاتی.
از این حرفها بگذریم؛ اجازه بدهید دو نکته ساده هیئتی عرض
کنم:
الف) شما روضه ی ماهیانه دارید؟ مجالسی که
در قدیم خیلی رایج بود و یک روحانی در کمتر از یک ساعت، چند مسئله شرعی
و اعتقادی را بیان می کرد با کمی موعظه و خودش یا یک مداح با ذکر توسل، روضه ای می
خواند و چشم ها تر می شد و امن یجیب و دعا و جلسه با یک چای ساده تمام می
شد. نه لازم بود مداح و سخنران کشوری
باشند و مشهور و نه لازم بود برای جلسه تدارکات پیچیده و سختی در نظر
گرفت؛
فقط یک اعلام ساده به در و همسایه و فامیل که ما
مثلا سوم ماه قمری ساعت 6 بعداز ظهر روضه داریم.
به این نوع
جلسات بسیار نیازمندیم. مخالف جلسات عمومی گسترده نیستم اما تاثیر این نوع مجالس روضه ی خانگی را بسیار
بیشتر از مجالس چند ده هزار نفری می دانم و هر دو را لازم. اگر چنین رسمی ندارید
امتحان کنید (((
البته اگر مخالفت شدید عیالات مربوطه وَ برخی
اولاد «پُست-مُدرن» وَ امثالهم، سَد ِ این راه نشوند!؟ _ عـبـــد عـا صـی ))).
ب) هیئت هفتگی چطور دارید؟ مثلا ما از
زمانی که با دوستانمون -که امروز اغلب روحانی هستند- هیئت متوسلین به حضرت امام
هادی علیه السلام را در دهه 60 -دهه دوم زندگی مان- تاسیس
کردیم، همه خانوادگی تعلق خاطر و عشقی به آن داریم و
نذر و نیازها و توسلات مان اغلب درآن جاست.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
از روز اولی که شروع به وبلاگ نویسی کردم تا بحال این اندازه نا امید نشده بودم.
دیشب یکی از دوستان خوب و خیلی متخصص در زمینه کامپیوتر و نت از من پرسید که آیا می دانم "رنک" (rank) چیست؟ و من هم نمی دانستم و او توضیح داد که "رنک" به معنای درجه ای است که موتورهای جستجو مانند گوگل به سایتها و وبلاگ ها می دهد.
پرسیدم فایده اش برای من چیست و ایشان بعد از مقداری ور رفتن با لپ تاپم برایم بیرون آورد و باز هم توضیح داد که من بالاترین "رنک" وبلاگم در باره حلیم(هلیم) بادمجان است (پست وبلاگی که بعدا میخوانید_ ع.ع) و متوجه ام کرد بیشتر مراجعین به وبلاگم از جستجوی حلیم(هلیم) بادمجان این بلاگ را پیدا کرده اند.
انگار که یک سطل آب سرد ریختند روی سرم. من تا این اندازه مراقب بودم که هر چیز م ننویسم و ...... خلاصه اینکه خیلی به مون برخورد. این همه مطالب خوب از نظر خودم....... آخرش حلیم(هلیم) بادمجان ؟
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
چرا تعجب کردید؟ سلام خدمت تمام دوستان عزیز و محترم.
راستش به دو دلیل این مطلب را نوشتم اول اینکه این فدوی نشستم با خودم حساب کردم و دیدم اگر بخواهم بر سبیل ماضیه از صبح بشینم و تا شب غصه دنیا را بخورم , عنقریب غمباد خواهیم گرفت. جهت رهایی از بیماری های روحی و جسمی و دوری گزینی از بلایای ارضی و سماوی این حقیر تغییر ذائقه داده و اینبار به صحرای کربلا زده ام.
دلیل دوم را هم خدمتتان عارضم که یک پیام خصوصی از یک مقام ارشد نمی دانم بلاگفایی بود؟, کجایی بود؟ که با لحن تندی درباره خطر فیلتر شدن وبلاگم برایم نوشته بود که ما هم از ترس هنوز هم داریم به خودمان می لرزیم. این حقیر با خودم کلاهم را قاضی کردم و دیدم امروز از هرچیزی بنویسیم به قبایی یا عبایی برخواهد خورد.
حساب کردم دیدم مطمئن ترین و بی ضرر ترین مطلب طرز تهیه غذاست که دوست و دشمن بر سر ان توافق دارند و کسی از غذا بدی ندیده است.
با خودم گفتم چه عیبی دارد بابت تنوع هم که شده یکبار تغییر ذائقه بدهیم و طرز تهیه حلیم(هلیم) بادمجان را خدمت عزیزان بگوییم.
مواد لازم:
بادمجان =10عدد ، سینه مرغ=1 عدد ، لوبیا سفید =1 پیمانه ، كشك ساییده =3 پیمانه ، پیاز سرخ شده=2 عدد ، روغن و نمك و فلفل ، نعناع به اندازه كافی ...
طرز تهیه :
سینه مرغ را می پزیم لوبیا را هم خوب می پزیم. بادمجان ها را پوست می كنیم و در آب و نمك و مقداری كمی سركه می گذاریم یك ساعت بماند بعد كمی آنها را سرخ می كنیم.
سینه مرغ و لوبیا و بادمجان ها را با هم خوب می كوبیم تا له شود بعد 2 لیوان آب با آب مرغ داخل سینه مرغ و بادمجان می ریزیم و می گذاریم پخته شود آن را باید هم بزنیم تا حلیم جا بیفتد و اصلاً آب نداشته باشد.
از روی حرارت بر می داریم و كشك را با آن اضافه می كنیم و هم می زنیم و آنرا در ظرف می ریزیم و روی آن را با نعناع داغ و پیاز داغ و گردو تزئین می كنیم.
نکته1 حلیم بادمجان را هم می شود با گوشت درست كرد.
نکته2:باید نمك حلیم را كم بریزیم چون كشك معمولا شور است
اگر طبخ نمودید و امتحان کردید و مورد پسند طبع مشکل پسندتان قرار گرفت یک خدا بیامرزی به اموات نویسنده ان بدهید.
خصوصی: اگر فیلتر شدم (که البته با این ترفندی که بکار بردم احتمال ان را ضعیف می دانم) دارم وبلاگی به همین نام در blogspot درست می کنم.تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
معاون پارلمانی رئیس جمهور،
محمدرضا میرتاجالدینی در گفت و گو با خبرگزاری مجلس شورای اسلامی (خانه
ملت) درباره میزان
تحقق وعده دولت برای ایجاد ۲ و نیم میلیون شغل در سال ۹۰، گفت: قوه مجریه سال ۸۹،
یک میلیون و ششصد هزار فرصت شغلی ایجاد کرد که آمار آن در سامانه وزارت کار موجود
است.
معاون
پارلمانی رئیس جمهور در حاشیه جلسه علنی مجلس شورای اسلامی افزود: دولت در سال ۹۰
برای ایجاد ۲ و نیم فرصت شغلی برنامه ریزی کرد که آمار دقیق آن بعداً از سوی
مسئولان دولتی اعلام می شود و مردم در جریان نتیجه تلاشها قرار میگیرند.
در سال ۹۱، عزم دولت بر اشتغال زایی بیشتر از
۲ و نیم میلیون شغل قرار گرفته است.
معاون پارلمانی رئیس جمهور تصریح کرد: دولت بنا دارد
کار بیشتری برای حمایت از تولید انجام دهد چون رونق در تولید اشتغالزایی را به
دنبال دارد اما اینکه سقف اشتغالزایی در سال ۹۰، سه میلیون شغل باشد یا خیر، بعد
ها مسئولان دولتی اعلام می کنند. رئیس جمهور سال گذشته ادعای ایجاد یک میلیون و نیم
فرصت شغلی را در سال ۸۹ مطرح کرد اما مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی این صحبت را
ارزیابی کرد و مشخص شد در خیلی از حوزهها شغلهای ایجاد شده همپوشانی دارند و آمار
عرضه شده از سوی دولت دقیق نیست.
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
به گزارش الف
به نقل از روزنامه تورنتواستار و خبرگزاری رویترز، پیشتر قرار بود این وزیر دولت کانادا در یک هتل
پنج ستاره در زمان حضورش در یک کنفرانسی بینالمللی در لندن اقامت کند اما تصمیم
گرفت در یک هتل مجلل و بسیار گران قیمت که هزینه هر شب اقامت در آن بیش از دو برابر
هتل پنج ستاره رزرو شده بود برود.
بدین ترتیب وزیر كانادایی پول بیشتری از خزانه دولت و مالیاتدهندگان برای پرداخت
این هزینه هتل مجلل خود پرداخت كرد.
با حساسیت یكی از كاركنان وزارت توسعه و همكاری
های بین المللی كانادا و اعلام مدارك این ولخرجی به رسانه ها، وزیر ولخرج رسوا و
جنجالی در محافل رسانه ای سیاسی این كشور ایجاد شد.
روزنامه تورنتو استار گزارش داد پس از افشای این
موضوع وزیر دولت کانادا مجبور شد پول اضافی که برای اقامت در هتل مجلل لندن هزینه
کرده بود را به دولت پس دهد.
وی
در نشست مجلس عوام کانادا گفت: هزینه اضافی برای این هتل مجلل غیرقابل قبول بود و
مالیات دهندگان کانادایی نباید پول بیشتری بدهند. از انجام این کار عذرخواهی می
کنم.
نمایندگان هم حزبی این وزیر از
عذرخواهی وی تقدیر کردند اما مخالفان دولت از این اقدام وزیر توسعه و
همکاریهای بینالمللی انتقاد کردند. پیشتر در
رسانههای کانادا در مورد هزینههای بیاندازه " بوو اودا" انتقادهایی مطرح شده
بود. این وزیر کانادایی در زمان اقامتش در این هتل از بودجه دولتی و پول مالیات
دهندگان کشورش یک خودروی لیموزین با حدود سه هزار دلار اجاره کرده بود. وی به دلیل
فشارها در کشورش مجبور شد این بودجه را که برای فعالیتهای شخصی از پول مردم هزینه
کرده بود، به دولت پس بدهد.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
یک روز خانم مسنی با یک کیف
پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1
میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل
آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ،
تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم
ترتیب داده شد.
پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر
مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو
سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید
و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید: راستی این پول زیاد داستانش چیست؟آیا به تازگی به
شما ارث رسیده است؟ زن در پاسخ گفت: خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد
علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی
که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط
ببندم که شما شکم دارید !
مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن
پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ
داد : بیست هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ده صبح با وکیلم در دفتر
شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی
برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح
برنامه ای برایش نگذارد .
روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردی که
ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از
مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در
آورد .
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ،
با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .
وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه
عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن
علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد : من با این مرد سر یکصد هزار دلار شرط بسته
بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن
و زیر پیراهن خود را از تن بیرون بکنه
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
